X
تبلیغات
کــرمــانــشــاه شــناســی - مشاهیر کرمانشاه

کــرمــانــشــاه شــناســی

شناساندن کــرمــانشــاه ، گــهــواره ی تمــدن

دیدار شاعران با رهبر انقلاب،شعر شاعر قصرشیرینی

در مراسم افطار شاعران در حضور مقام معظم رهبري کیومرث عباسی قصری شاعر پیشکسوت و موسپید قصرشیرینی از شعرای حاظر در جلسه بود. شعرخوانی این شاعر توانا که تاکنون به دیدار دعوت نشده بود با آفرین رهبری همراه بود. ایشان غزل زیر را ارائه کردند:

نه شهر دارد نه كوه و صحرا، توان و تاب جنون ما را
به شهر ما را زنند زنجیر، به كوه و صحرا زنند خارا
تمام عالم شوند اگر جمع، حریف جوش جنون نگردند
كه می‌تواند عنان بگیرد، خروج از جان گذشته‌ها را؟
خدای را ای همیشه حاضر، ولیك غایب به چشم ظاهر
خمار ما را ز پا درآورد، بیا و بشكن خمار ما را
در انتظارت دو چشم داریم، سپیدتر از دو حلقه در
شفای ما در ظهور نور است، دریغ از ما مكن شفا را
ز داغ هجر تو سینه ما، شده‌ست گل‌گل چو بال طاووس
كسی به عالم به این قشنگی، نبرده هرگز به سر وفا را
شكستگان درست‌پیمان، نهند با سر قدم به میدان
چه غم كز آنان گرفته باشند، به تیغ دست و به تیر پا را
غم‌آشنایان هلاك دردند، نه خسته از آن نه سیر گردند
كنند اعراض اگر به آنان، به رایگان هم دهی دوا را
زبان سرخ غزل‌سرایم، ندارد اندیشه سر سبز
كسی كه از دل بلی بگوید، به جان هم آخر خرد بلا را
غزل برای غزل‌سرایان، چنان نماز شب است قصری
وضو نكرده به كف نگیری، قلم به قصد غزل خدا را

لینک صوت شعر: http://s5.khamenei.ir/ndata/news/23229/13920501_6949_64k.mp3

لینک کامل دیدار: http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=23229

به یاد عزیزی عزیز! اللهم اشفع کل مریض

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1392ساعت 16:44  توسط کاک  | 

ویژه نامه مجله گوهران برای استاد یدالله بهزاد » خرداد 1387 - شماره 17

برای دیدن متن کامل به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://www.noormags.com/view/fa/magazine/404

در این ویژه نامه علاوه بر دست خط ایشان، اشعار و نظر بزرگانی همچون استاد اخوان ثالث در خصوص آن سفر کرده  منتشر شده است.

(ثبت نام در این سایت و دریافت کامل نشریه راحت و رایگان است!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 بهمن1391ساعت 16:14  توسط کاک  | 

کتاب «زندگی نامه بزرگان کرمانشاه»

کتابی که باید یک نسخه از آن در کتابخانه هر کرمانشاهی و حتی هر ایرانی موجود باشد و اساتید دانشگاه از آن در شناساندن فرهنگ به دانشجویان خود کمک بگیرند.

کتابی که از زندگی بیش از 1160 مشهور متولد کرمانشاه از سده اول هجری تا پایان سده سیزدهم خبر می دهد و از کارهایی که انجام دادند، اما به فراموشی سپرده شدند.

و حالا پای حرفهای نگارنده کتاب نشستیم تا از تلاش 40 ساله اش برای تدوین این کتاب بگوید. از وام 15 میلیونی که برای چاپ آن گرفته و از بی مهری برخی  ارگانها که در این راه سخت و طولانی یاری اش نکردند.فرشید یوسفی با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، انگیزه تدوین کتاب زندگی نامه بزرگان کرمانشاهی را ترویج فرهنگ کرمانشاه دانست و اظهار داشت: از سال 1350 به تشویق یک استاد زندگی نامه مشاهیر کرمانشاه را به عنوان یایان نامه مقطع کارشناسی ارشد انتخاب کردم و سپس پژوهش روی این طرح را آغاز کردم.وی ادامه داد: برای جمع آوری این کتاب از منابع بسیار گسترده که بسیاری از آنها در خارج کشور جمع آوری شده بود استفاده کردم و از خود مردم کرمانشاه نیز دعوت به همکاری داشتم تا در بازشناساندن افتخارات دیارشان کمک کنند.

گفتنی است: تا کنون بیش از 11 عنوان کتاب از فرشید یوسفی نویسنده و شاعر کرمانشاهی به چاپ رسیده و دو کتاب «شه سواران» و «بخته واران» نیز که شامل اشعار کردی است از وی در دست چاپ می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1391ساعت 12:13  توسط کاک  | 

رتبه 8 انسانی کنکور91 برای یک کرمانشاهی

http://sanjesh.org/FullStory.aspx?id=443

فاطمه محسنی رتبه 8  گروه  انسانی کنکور و

چهار منطقه 2 از کرمانشاه بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1391ساعت 23:57  توسط کاک  | 

اولین مدال ایران در المپیک 2012 ، اولین مدال تاریخ ورزش کرمانشاه در المپیک ها

کد خبر : 979006    زمان ارسال : شنبه 1391/05/14 00:21

کسب اولين مدال کاروان ايران

کيانوش رستمي به مدال برنز المپيک رسيد


وزنه بردار دسته‌85 کيلوگرم ايران که در رقابت‌هاي يکضرب با رکورد 171 کيلوگرم پنجم شده بود، در حرکت دوضرب خوش درخشيد و با مهار وزنه 209 کيلوگرم به نشان برنز رسيد.


 با آغاز رقابت‌هاي وزنه برداري دسته 85 کيلو امشب دو نماينده ايران به مصاف 8 وزنه بردار ديگر در گروه A رفتند.

در همان ابتداي کار و در حرکات يکضرب سهراب مرادي 3 بار در مهار وزنه 166 کيلويي رقابت‌ها ناکام ماند و از دور رقابت‌ها کنار رفت. وي از مصدوميت کشاله پا رنج مي برد.

وي در سال 2012 و در رقابت‌هاي قهرماني آسيا کره جنوبي با رکورد مجموع 388 کيلوگرم (172 در يکضرب و 216 کيلوگرم) قهرمان شده بود.

 در ادامه اين رقابت کيانوش رستمي ديگر وزنه بردار دسته 85 کيلويي کشورمان در انتخاب اول خود وزنه 171 کيلويي را بالاي سر برد. وي در ادامه وزنه 174 کيلويي را انتخاب کرد اما اين بار مقابل اين وزنه ناکام بود. رستمي بلافاصله براي بلند کردن اين وزنه وارد شد که دوباره در مهار آن ناکام ماند تا به اين ترتيب در حرکات يکضرب با 171 کيلو به کار خود خاتمه دهد. وي در اين دسته پنجم شد.

در حرکات يکضرب لو از چين با مهار وزنه 178 کيلويي اول شد و وزنه‌برداران روسيه و لهستان دوم و سوم شدند. اين وزنه بردار در حرکات دوضرب 3 بار در مهار وزنه 205 کيلويي ناکام بود تا از دور رقابت‌ها حذف شود.

در ادامه و در حرکات دوضرب رستمي کار خود را با مهار موفق وزنه 209 کيلويي آغاز کرد تا با توجه به حذف وزنه بردار چيني، اميد براي کسب مدال توسط کيانوش به کاروان وزنه برداري کشورمان بيشتر شود، اما براي دومين حرکت خود وزنه 214 کيلويي را انداخت تا کار به حرکت سوم بکشد.

در حرکت سوم نيز رستمي باز هم ناموفق بود تا با مجموع 380 کيلو پس از وزنه برداران لهستان و روسيه سوم شود.

در رقابت‌هاي قهرماني جهان پاريس 2011 به رکورد جهان حمله‌اي ناموفق را تجربه کرده بود.
+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1391ساعت 0:34  توسط کاک  | 

حکايت هاي شنيدني گذری بر زندگانی آیت‌الله سیدمرتضی نجومی

کتاب صوتی گذری بر زندگی آقا سید مرتضی نجومی
http://www.iranseda.ir/FullAudioBook/?g=928986
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 10:32  توسط کاک  | 

دکتر نجاد علی الماسی

ایشان در سال 1320 در کرمانشاه متولد شد .بعد از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد .سپس برای تحصیلات تکمیلی به پاریس نقل مکان کرد ایشان  بعد از اتمام تحصیلات در  مقطع دکتری حقوق به ایران بازگشت و از همان سال (1350)تا کنون عضو هیئت علمی دانشگاه تهران می باشند و در دانشگاه ها وپردیس های مختلف در مقاطع متفاوت مشغول به تدریس می باشند.از ایشان 2 عنوان کتاب  با نام های "تعارض قوانین" و " حقوق بین الملل خصوصی " منتشر شده که هر دو از  کتاب های منبع رشته حقوق بین الملل است. وی دارای مقالات علمی متعددی در نشریات  معتبر علمی داخلی و حتی فرانسوی از سال 1971 میلادی می باشند و به واقع یکی از مفاخر علم حقوق بین الملل خصوصی ایران هستند که بعد از سالها دوری از کرمانشاه کماکان با لهجه شیرین کرمانشاهی تکلم و تدریس می کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1390ساعت 11:48  توسط کاک  | 

محمدعلی قدمی " خواننده"

محمد علی قدمی اهل کرمانشاه ردیف دان و توانمند در اجرای موسیقی سنتی و عرفانی و فولکلور ایران،کارشناس ارشد هنر و مقام اول آواز در استان کرمانشاه 1346
مورد تأیید شورای عالی موسیقی 1353
همکاری با ارکستر ملی با تائید شادروان استاد مرتضی حنانه و حبیب اله بدیعی 1354
تکمیل علم ردیف آواز و مرکب خوانی در محضر شادروان استاد محمود کریمی در مدت 8 سال در دانشکده عالی موسیقی و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و موفق بدریافت دست خط امضاء شده ی استاد محمود کریمی 55- 1363
موفق به کسب دیپلم شایستگی رشته آواز با نظر هیئت داوران دکتر مهدی فروغ . دکتر داریوش صفوت. دکتر مهدی برکشلی. علی اکبر خان شهنازی و استاد علی تجویدی 1357
نوشتن طرح تفضیلی برای موسیقی سنتی رشته آواز برای تدریس دانشجویان 1360
در مراکز هنری و مرکز تربیت معلم هنر از طرف استاد محمود کریمی بعنوان کارشناس امور هنری و مدرس ردیف آواز ایران معرفی شدند

آهنگ ساقی ایشان که بسیار شنیدنی است در سایت ایشان برای دانلود موجود است

www.mohammadalighadami.ir

+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 16:59  توسط کاک  | 

رضا فیض نوروزی

بیوگرافی رضا فیض نوروزی
 فوق لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آریزونای آمریکا در سال 1984. پس از بازی در تئاتر تانگو (اسلاومیر مروژک) در دانشگاه آریزونا و نمایش همه علیه من (نیل سایمن) همراه با رضا ژیان در آمریکا در سال 1995، در سال 96 به ایران آمد و اولین بار در مجموعه کاکتوس ظاهر شد. نام اصلی: رضا نام خانوادگی اصلی: فیض نوروزی سمت (در بخش های): بازیگران، تاریخ تولد: 1330
محل تولد: کرمانشاه ملیت: ایران مدرک تحصیلی: فوق لیسانس بازیگری و کارگردانی بیوگرافی فوق لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آریزونای آمریکا در سال 1984.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 17:7  توسط کاک  | 

رضاكرم‌رضايي بازيگر تئاتر و سينما در بيمارستان مهر تهران در هفتادو سه سالگي درگذشت.
به گزارش فارس، اين بازيگر قديمي پس از هفته‌ها بستري شدن به دليل عفونت ريوي در پي ايست قلبي درگذشت.
كرم‌رضايي متولد 1316 سنقرآباد كرمانشاه، بازيگر سينما و تلويزيون و مترجم، بازيگر، كارگردان و مدرس تئاتر بود.


او در سال 1338 از هنرستان هنرپيشگي و در سال 1346 از انستيتو فـيلـم و تـلويـزيـون و تـئاتر دانشگاه مونيخ فارغ‌التحصيل شد.
وي در سال 1361 موفق به اخذ عنوان درجه يك هنري معادل دكترا از شوراي ارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت علوم شد.
تدريس كارگرداني در آموزشگاه خصوصي؛ تدريس نمايشنامه‌نويسي در دانشگاه تهران و تدريس بازيگري و نمايشنامه‌نويسي در فرهنگسراي نياوران از ديگر فعاليت‌هاي وي است.
از جمله فعاليت‌هاي نمايشي وي در سال‌هاي پس از انقلاب مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
از جمله آثار نمايشي كرم‌رضايي مي‌توان به «توراندخت»، «يك مضحكه»، «مضحكه آقا بزرگ‌ها»، «بازرس مخفي»، «مستاجر جديد»، «سـوگ مـضـحكه آدم» و ... اشاره كرد.
رضا كرم رضايي در بيش از 20 فيلم سينمايي از جمله «شاخه‌هاي بيد»، «نرگس» ، «آواز تهران»، «نيش»، «مي‌خواهم زنده بمانم» و... ايفاي نقش كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اردیبهشت1389ساعت 9:48  توسط کاک  | 

دکتر ایرج گنج بخش

دکتر ایرج گنج بخش در سال 1332 در روستای بلوردی از توابع بخش بیستون در خانواده ای کشاورز و تهیدست به دنیا آمد. پدرش که رعیت بود، در سن 68 سالگی به دلیل بیماری آنژیو پلاسمای قلبی فوت کرد. مادر دکتر گنج بخش به همراه او و خواهرش به کرمانشاه آمده و در محله چقا میرزا ساکن شدند. دکتر گنج بخش که در آن زمان دانش آموز بود، با کفاشی امرار معاش می کرد و مادرش نیز در خانه ها ی مردم خدمتکار بود. پس از مدتی و به دلیل موفقیت تحصیلی، دکتر گنج بخش در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شد. پس از پایان تحصیلات درسال 1346 برای ادامه تحصیلات، ابتدا به انگلستان و بعد به فرانسه رفت تا به عنوان فوق تخصص جراحی قلب خود را بدنیای پزشکی معرفی کند. در سال 1986 میلادی رئیس بیمارستان ژاکوپ دلانته شهر مارسی شد و پس از مدتی به ریاست بزرگترین بیمارستان قلب فرانسه یعنی سن پتیه منصوب گردید. وی تا کنون 380عمل جراحی قلب انجام داده که طولانی ترین آنها 26 ساعت بوده و بدون شک مهمترین جراحی وی، عمل جراحی قلب ژاک شیراک رئیس جمهور اسبق فرانسه است.

ژاك شیراك كه دو دوره ریاست جمهوری فرانسه را به مدت دوازده سال تا سال 2007 میلادی در اختیار داشت، بیمارستان سن پتیه را به بیمارستان نظامی «وال دو گراس» كه معمولا مقامات فرانسوی عملیات جراحی و پزشكی خود را در آن انجام می‌دهند، ترجیح داد و حاضر شد تا یك پزشك مشهور ایرانی دستگاه «پیس میكر» را در بالای قلب وی جای دهد. دستگاه پیس میكر برای آن دسته از بیماران قلبی كه ضربان قلب آنها به طور نامنظم كار می‌كند استفاده می‌شود. با این دستگاه میزان ضربان قلب متناسب با فرد بیمار تنظیم می‌شود.

گفتنی است دكتر ایرج گنج‌بخش در حال حاضر بزرگ‌ترین چهره جراحی قلب در كشور فرانسه است و در سال 1990به عنوان کاندیدای دریافت نوبل پزشکی مطرح بود اما بنا به دلایل نا معلوم دکتر یوهان کرایچنف به جای وی جایزه را دریافت کرد. او هم اکنون در رشته های مختلف جراحی باز و نیمه باز و بسته قلب و هم چنین الکترو کاردیو گرافی پیشرفته دارای تالیفات و کتب ارزشنمد بسیاری است که در دانشگاههای معتبر جهان تدریس می شود. (بر گرفته از سایت انجمن دانشجویان ایرانی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 فروردین1389ساعت 10:37  توسط کاک  | 

دکتر محمد کرمانشاهی

احتمالا" تا کنون نام دکتر محمد کرمانشاهی را بسیار شنیده اید.با این حال اکثر اهالی استان اطلاع دقیقی از شرح حال این طبیب نامدار همشهری ندارند.از این رو بر آن شدیم تا نسبت به معرفی وی اقدام نماییم:

میرزا محمد دکتر یا دکتر محمد خان کرمانشاهی فرزند پیر محمد زارع از بازرگانان کرمانشاه در سال 1245 قمری در کرمانشاه به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در کرمانشاه گذراند و برای ادامه تحصیل در علوم دینی به نجف اشرف رفت. پس از مدتی به کرمانشاه بازگشت و با دونفر فرانسوی آشنا شده ، زبان فرانسه را فرا گرفت. همزمان با سال های اول افتتاح مدرسه دارالفنون وی به تهران رفت. طب قدیم را نزد حاج میزا عبدالباقی طبیب ملقب به اعتضاد الاطبا و طب جدید را نزد دکتر تولوزان فرانسوی فرا گرفت. پس از فارغ التحصیلی از مدرسه دارالفنون به عنوان رییس قرنطینه به کرمانشاه باز گشت.

با تشویق استادش دکتر تولوزان که حکیم باشی ناصرالدین شاه بود برای تکمیل تحصیل در رشته طب به پاریس رفته و پس از ارائه تز با نمره بسیار خوب در سال 1879 میلادی تصدیق دکتری در طب را از دانشکده پزشکی پاریس دریافت کرد. وی در ابتدای کتاب" امراض اطفال " می نویسد :

"این بنده پریشان روزگار کرمانشاهی المولد میرزا محمد، از آن پس که در ایران اغلب فنون و علوم خاصه فلسفه و طب را به پایان بردم ، محض مزید دانش و ازدیاد بینش و تکمیل علوم جدید و دیدن مرضی و مارستانات و تشریح کردن نعش انسان و حیوانات و سایر اعمال یدی که در ایران ممنوع و غیر مقدور بود تا آنکه شرذمه ای بدست آید که نتیجه آن عاید عامه مسلمانان و برادران دینی و هموطنان من شود ، عزیمت اروپا را تصمیم دارد...... عهدی مدید و زمانی بعید در مدارس علمیه و در مریض خانه های علیه شهر پاریس اقامت نمود ه و شانزده علم را جدا جدا در انجمن و حضور معلمین و حکمای نامدار و مدرسین و علمای عالیقدر ، علما و عملا امتحان داده و در هریک سرخط و اجازه لیاقت و کفایت اخذ نموده تا آنگاه که منشور دکتری از جانب وزارت دولت بهیه فرانسه به اینجانب داده شد."

پس از 9 سال  اقامت در اروپا به ایران بازگشت و و بوسیله علیقلی خان مخبرالدوله به ناصرالدین شاه معرفی و مورد توجه وی قرار گرفت. مدتی طبیب تلگرافخانه ، مدرس دارالفنون و طبیب شاه بود و بعد به سمت ریاست بیمارستان دولتی ( ابن سینای کنونی ) منصوب شد.تا سال 1300 قمری جزو اطبای شاه بود. پس از کنارگذاشتن این مشاغل به عنوان طبیب مخصوص حسنعلی خان گروسی امیر نظام پیشکار آذربایجان به تبریز رفت.

دکتر محمد کرمانشاهی پس از بازگشت از تبریز درمنزل خود به طبابت و تدریس مشغول شد.این پزشک بزرگ که در آن زمان به جامعیت او پزشکی در تهران نبوده است ، در سال 1326 قمری در سن 81 سالگی در تهران بدرود حیات گفت.

هم اکنون تالار اجتماعات دانشگاه علوم پزشکی تهران ، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی کودکان و دبستانی در کرمانشاه به نام این دانشمند بزرگ مزین شده است. 

منبع: سایت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه       

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 فروردین1389ساعت 10:35  توسط کاک  | 

پروفسور مجتبی شمسی پور، استاد شیمی بیشترین تعداد مقالات ISI را بین دانشمندان کشور دارد

پروفسور مجتبی شمسی پور، استاد شیمی دانشگاه های کشور بیشترین تعداد مقالات ISI را بین دانشمندان کشور دارد

 

 فعالیت ها و افتخارات پروفسور مجتبی شمسی پور :

تاريخ تولد: 24 آذر 1328 - کرمانشاه

استاد شيمی (پايه2 + 35) ، بخش شيمی، دانشگاه رازی کرمانشاه

 

سوابق تحصيلی :

                        ليسانس شيمی                  دانشگاه صنعتی شريف - تهران                    1352 

                        فوق ليسانس تجزيه           دانشگاه صنعتی شريف - تهران                   1354

          دکترای شيمی تجزيه    دانشگاه ايالتی ميشيگان - آمريکا        1358    

عضويت در مجامع علمی :

1-  فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ايران

2-  فرهنگستان علوم کشور های در حال توسعه TWAS

3-  انجمن شيمی ايران

4-  انجمن شيمی آمريکا

5-  انجمن شيمی پاکستان

6-   انجمن نانوتکنولوژی ايران

7-  انجمن بيوشيمی فيزيک ايران

8-  هيأت تحريريه نشريه شيمی و مهندسی شيمی ايران

9-  هيأت مشاورين تحريريه نشريه Talanta

10-                     هيأت امناء دانشگاه رازی

11-                     هيأت امناء دانشگاه کردستان

12-                     هيأت مميزه دانشگاه رازی و دانشگاههای غرب کشور

13-                      هيأت مميزه مرکزی وزارت علوم، تحقيقات و فناوری

14-                     سردبير نشريه انجمن شيمی ايران (JICS)

 

جوائز :

جايزه

تاريخ

نام و سمت مقام اعطا کننده

1- کتاب سال جمهوری اسلامی ايران

1368

رياست جمهوری اسلامی ايران

2- کتاب برگزيده دانشگاههای ايران

1368

وزير علوم، تحقيقات و فنّاوری

3- رتبه دوم تحقيق جشنواره خوارزمی

1370

رياست جمهوری اسلامی ايران

4- استاد نمونه دانشگاه شيراز        

1371،1372

رئيس دانشگاه شيراز

5- استاد نمونه دانشگاههای ايران

1373

رياست جمهوری اسلامی ايران

6- محقق برجسته شيمی تجزيه ايران

1374

رئيس انجمن شيمی ايران

7- جايزه شيمی کميته دائمی علوم و تکنولوژی کنفرانس اسلامی (کامستک)

1376

رياست جمهوری پاکستان ورئيس کامستک

8- استاد نمونه دانشگاه تربيت مدرس

1377

رئيس دانشگاه تربيت مدرس

9- شيميدان برجسته ايران

1377

رئيس انجمن شيمی ايران

10- محقق برجسته دانشگاه رازی     

1387- 1378

رئيس دانشگاه رازی

11- محقق برجسته وزارت علوم، تحقيقات و فنّاوری

1384 , 1379

وزير علوم ، تحقيقات و فنّاوری

12- چهره ماندگار در شيمی 

1381

رئيس سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران

13- نشان پژوهش جمهوری اسلامی ايران

1381

رياست جمهوری اسلامی ايران

14- جايزه SCOPUS نويسنده پرتعدادترين مقالات از ايران

1386، 1385

رئيس موسسه انتشارات بين المللی Elsevier

15- جايزه علوم سازمان تربيتی, علمی و فرهنگی اسلامی (ISESCO) در رشته شيمی 2006

1385

رياست سازمان ISESCO کنفرانس اسلامی

16- نفر اول ليست دانشمندان ايرانی موسسه ISI

1387-1378

 

17- نفر اول ليست دانشمندان جهان اسلام (کامستک)

1387

 

18- محقق برجسته استان کرمانشاه

1388

استاندار کرمانشاه

- تعداد فارغ التحصيلان دوره فوق ليسانس از سال 1368 تا کنون         28 نفر

- تعداد فارغ التحصيلان دوره دکترا از سال 1370 تا کنون                   71 نفر

- تعداد دانشجويان فعلی دوره دکترا                                                  26 نفر

- تعداد مقالات چاپ شده و در دست چاپ در بيش از 90 نشريه                          

   معتبر بين المللی (از ليستISI  )                   بيش از580 مقاله

- تعداد مقالات ارائه شده در کنگره ها، سمينارها و مجامع علمی

   داخلی و خارجی                                                           بيش از 460 مقاله


 

منبع منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت 11:5  توسط کاک  | 

توجه رهبری به فرهنگ اصیل در اقصی نقاط کشور (سالروز درگذشت استاد بهزاد کرمانشاهی)

هان هان ای باد نوروزی

در چه می کوبی سرایم را؟( کتاب  یادگار مهر  ص ۷۵ استاد بهزاد کرمانشاهی)

گفت و شنود در ديدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان  با رهبر معظم انقلاب
07/02/1377
...
(پ 53)شعر معاصر را بايد كار كرد. شما در غزل، بهتر از «رهى معيرى» در زمان خودش، هيچ كس ديگر را پيدا نمى‌كنيد. «رهى» همان نسل متصل به امروز است. مرحوم «اميرى فيروزكوهى» هم همين‌طور. اينها همان شعراى برجسته‌اند. يا مرحوم «غلامرضا قدسى»، يا همين آقاى «قهرمان» كه الان در مشهد است و شاعر غزلسراى بسيار خوبى است. يا مثلا آقاى «صاحبكار» در مشهد كه شاعر غير مشهورى است، ولى غزلهايش خوب و ممتاز است. يا مثلا در كرمانشاه آقاى «بهزاد». اينها برجستگان شعر اين دوره‌اند. جوان شاعر امروز، شاعر بهتر از اينها واقعا نمى‌تواند پيدا كند.

+ نوشته شده در  شنبه 7 فروردین1389ساعت 13:47  توسط کاک  | 

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی رحلت حجه الاسلام و المسلمين نجومي

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي رحلت عالم پارسا و بزرگوار مرحوم حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيّدمرتضي نجومي را تسليت گفتند.حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي رحلت عالم پارسا و بزرگوار مرحوم حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيّدمرتضي نجومي را تسليت گفتند.
متن پيام به اين شرح است:
بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم
رحلت عالم پارسا و بزرگوار مرحوم حجة‌الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد مرتضي نجومي رحمة‌الله‌عليه را به عموم ارادتمندان ايشان مخصوصاً جامعه علمي و هنري و مردم وفادار كرمانشاه آن خطه‌ي صفا و جوانمردي و به خاندان مكرم ايشان تسليت ميگويم. اين فقيه اخلاقي و مردمي كه در عين حال هنرمندي چيره‌دست و نام‌آور بودند، در طول ساليان اقامت خود در كرمانشاه در جايگاه عالمي عامل و وظيفه‌شناس در خدمت تربيت ديني و اخلاقي مردم آن مرز و بوم و در دوران انقلاب، در پيشبرد هدفهاي نظام جمهوري اسلامي، تلاش ارزنده و شايسته‌ئي كرده و همواره در صراط مستقيم انقلاب پاي فشرده و زحماتي متحمل شدند.
فقدان ايشان براي آن استان و بخصوص جوامع علمي و هنري آن خسارتي است كه از خداوند متعال جبران آنرا مسألت ميكنم. رحمت و غفران الهي ارزاني آن روح باصفا و بااخلاص باد.
سیّدعلی‌ خامنه‌ای
27/آبان/1388
+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 12:1  توسط کاک  | 

گل محمدي، آيت‌الله نجومي

گل محمدي، آيت‌الله نجومي

سال‌هايي كه بافت شهري اصيل كرمانشاه دست نخورده بود و جراحي مدرنيته سنگين، پستي و بلندي‌هاي طبيعي آن شهر را بلدوزرها با انديشه‌هاي غربتي غرب، تخريب نكرده بود، سنگ فرش‌هاي كوچه پس كوچه‌هاي تنگ آشتي‌كنان آن با طاقي‌ها و خانه‌هاي هشت گوش و سكوهاي ورودي هر خانه پذيراي دوست و آشناي رهگذران با بصيرتي بود كه گلهاي خانه‌شان از ديوارها سر برون افكنده بود تا رهگذر با معرفتي را بجويد و ياس‌ها و شمعداني‌ها و بوي خاك نم زده با بوي مطبوع زندگي و غذاي طبخ شده و خانگياني كه در كوچه‌هاي شهر نه تنها به سلام كه در پي چاره و گزارش چاره دلتنگي همسايه مي‌شدند.
به ياد دارم با پدرم به خانه‌اي پر از صفا و معنويت در چهار راه اجاق كرمانشاه رفتم، از راسته نان شيريني پزهاي كرمانشاهي؛ سر راه آن خانه كه نه تنها براي فروش كه براي رضاي خدا از هيچ باريك انديشي و ظرافتي در آداب معرفت و پهلواني كرمانشاهي گري نمي‌گذشتند، گذشته بوديم. راستي به ‌اندروني دل كرمانشاهيان و خانه‌اي از خانه‌هاي آنان رسيده بوديم، پا كه به درون گذاشتيم سيدي بشاش و مهربان در دهه چهل عمر، ورودمان را به خانه خوش آمد گفت: خوش آمدي از خانه ساداتي از سلاله پاك امام زين العابدين (ع ). سيد كسي نبود جز حاج سيد مرتضي نجومي، فرزند ارشد حاج سيد جواد نجومي.ادامه در...
تابناک

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 11:59  توسط کاک  | 

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

مرحوم آيت الله سيد مرتضي نجومي/عكس:آرمين كرمي

حضرت آيت ا... نجومي به رحمت ايزدي پيوست

حضرت آيت اله استاد حاج سيد مرتضي نجومي فرزند آيت الله آقا سيد محمد جواد نجومي فرزند آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومي، بنا به شجره نامه اي كه به خط اين بزرگوار در پشت نسخه بسيار نفيس نهج البلاغه خطي مرقوم شده، سلسله سيادت ايشان به امام همام سيد الساجدين و زين العابدين حضرت علي ابن الحسين (ع) منتصب است. 

 (ایسنا) مختصري از زندگي نامه
حضرت آيت الله استاد حاج سيد مرتضي نجومي، بر گرفته از كتاب كيمياي هستي « زندگي نامه خود نوشت حضرت آيت الله نجومي » بدین شرح است: 
 پدر و جد بزرگوارشان آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومي متولد كرمانشاه و از سادات بسيار جليل القدر و از اتقياي زمان بودند كه طول عمر مباركشان را در شهر كرمانشاه سپري و ملاجا و پناهي بودند براي دوستداران ائمه اطهار عليهم السلام. در خصوص والده مكرمشان به بخشي از توضيحات استاد در اين باب در كتاب فوق بسنده مي كنيم.

« والده عفيفه و صالحه بنده كه به راستي نمونه سلامت نفس، ديانت، تقوي، دلسوزي، مهر و محبت بود فرزند مرحوم مغفور آيت الله شيخ مرتضي علم الهدي آل آقا بودند. »

سال و محل تولد:

استاد برابر آنچه در اين كتاب قيد فرموده اند به نقل از والد مكرمشان كه در پشت نسخه خطي كتاب عين اليقين فيض مرقوم داشته اند در 23 جمادي الثاني 1346 مصادف با 5 آذر 1307 در كرمانشاه متولد شده اند وليكن در شناسنامه، تاريخ تولدشان 26 بهمن 1307 قيد شده است.

دوران كودكي و نوجواني:

استاد در سال 1314 شمسي در دبستان هدايت كرمانشاه به تحصيل پرداخته و تا كلاس ششم همان جا بوده سپس در سال 1321 و 1322 دوران اول و دوم دبيرستان را نيز گذرانده و ضمن رها كردن تحصيل در مدارس دولتي به تحصيل دروس حوزوي پرداخته اند.

 ايشان در بيان خاطرات اين بخش از زندگيشان اشاراتي به خاطرات شيريني چون مراوده و رفت آمده علماي بزرگ شيعه به منزل پدريشان و كسب فيض از حضور اين بزرگواران نموده و خاطرات تلخ اشغال كرمانشاه توسط نيروهاي انگليسي در شهريور20و رژه اشغالگران در خيابان مدرس ( سپه سابق ) را نيز به ياد مي آورند.

دوران جواني و تحصيل علوم حوزوي:

در زماني كه هيچ مدرسه علوم ديني و هيچ طلبه اي در كرمانشاه نبود ايشان تحصيل علوم حوزوي را نزد پدرشان و ديگر اساتيد شهر آغاز نمودند تا اينكه پس از گذشت چند ماهي از اين جريان علماي كرمانشاه به امر حضرت آيت الله آقا سيد ابوالحسن اصفهاني حوزه ي علميه را در كرمانشاه پايه گذاري نموده و در مسجد حاج شهباز خان اولين مدرسه علوم ديني تشكيل شد. استاد در محضر اساتيدي چون آقا ميرزا ابراهيم پور معتمد، حاج سيد محمود معصومي لاري و حاج شيخ حسن حاج آخوند به تحصيل علوم ديني پايه پرداخته تا اينكه به جهت گذراندان دروس حوزوي و بهره جستن از محضر اساتيد بزرگ شيعه دست به مهاجرت به عتبات عاليات عراق « كربلا و نجف » زدند كه  تحت عنوان تعبير رويا و عزيمت به كوي دوست از اين اقدام ياد كرده اند.

زندگي در نجف اشرف:

استاد در بيان دليل عزيمت به عراق (شهر نجف اشرف ) براي ادامه تحصيل در كتاب كيمياي هستي چنين نوشته اند كه:
« رفت و آمد علاقمندان و همشهريان را به منزل والد و معاشر بيش از اندازه را بلائي براي ادامه تحصيل ديدم لذا تصميم به عزيمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم. »

ايشان در سال 1369 هجري قمري به شهر نجف اشرف رفته و در مدارس؛ آقا سيد محم كاظم يزدي، مدرسه مرحوم آيت الله آخوند خراساني، مدرسه حاجي «مرحوم حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل »، مدرسه مرحوم آخوند به تحصيل دروس حوزوي پرداخته و به درجه اجتهاد نائل آمده اند.

در اين ايام استاد در درس خارج، استادان اعلمي چون حضرت آيت الله العظمي آقا ميرزا محمد باقر زنجاني، آيت الله آقا ميرزاعبد الهادي شيرازي، آيت الله حاج آقا محسن حكيم و آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمود شاهرودي شركت نموده و اولين اجازه اجتهاد را از دستان مبارك حضرت آيت الله العظمي آقا ميرزا محمد باقر زنجاني دريافت نموده است.

 تشكيل خانواده:

 بنا به آنچه در كتاب پر ارزش و با بركت زندگي نامه ايشان قيد شده، استاد در سال 1334 با دختر يكي از علماي متقين نجف، حضرت حجه الاسلام آقا سيد عباس ناجي رحمه الله عليه كه اصالتا اهل آذربايجان بودند ازدواج كرده و صاحب سه پسر و سه دختر شدند.

بازگشت به وطن:

در سال 1349 در پي اخراج ايرانيان مقيم عراق توسط بعثيون، استاد به كرمانشاه مراجعت و از آن پس عمر پر بركت خويش را وقف و صرف مردم كرمانشاه نموده که در این مدت از چهره هاي پر نفوذ معنوي شهر محسوب مي شده كه همواره منزل شخصی وی محل رجوع بسياری از دانشمندان، طلاب و افراد تحصيل كرده بود.

آیت الله نجومی و جريان انقلاب:

استاد در خصوص فعاليتهاي دوران انقلاب چنين نگاشته اند:
« بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامي ديگر مجال نوشتن كتابي يا استنساخي پيدا نشد و به كارهاي معمولي و وظايف مقرره روحانيت مشغول شديم. تا اوان انقلاب اسلامي كه جوانان عزيز و سر باخته، دستگاه تكثير و چاپ اعلاميه ها را مخفيانه به منزل ما آوردند به طوري كه خود آقايان روحانيون محترمي كه كاملا در جريان انقلاب بودند نمي دانستند كه اعلاميه ها كجا تكثير مي شود حتي گاهي جلسه آقايان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزيز در زير زمين مشغول تكثير و چاپ اعلاميه ها با انشاء اين حقير بودند.»

 

آثار و تاليفات:

 در آثار به ثبت رسيده از ايشان مي توان به مجموعه عكسي از آثار خطي ايشان، چند رساله ارزشمند با عناويني چون؛ رساله بعد معنوي هنر خط، رساله التصوير و التمثيل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسير سوره ي مومن، و رساله اي در تعظيم شعائر اسلامي اشاره کرد، گرچه استاد در ذيل بخش آثار و تاليفات چنين آورده اند: « مطلبي را اينجا تذكر دهم و آن اينكه ما از اول به فكر كتاب نويسي يا اگر جسارت نباشد به فكر خود نمائي و تاليف و تصنيف نبوديم و هميشه مي گفتيم مردي در فهميدن كلمات بزرگان و محققان عظيم ماست لذا چندان رغبتي به نوشتن كتاب مستقل نداشتيم. » البته استاد بسياري از آثار بزرگان را استنساخ کرده اند، از جمله آنها رياض العلما ي مرحوم عبدالله افندي، رساله صحيحه از ميرزاي زنجاني و چند اثر ديگر ...»

آیت الله نجومی

برجستگي هاي هنري: استاد در خصوص ويژگيهاي هنري خود و خانواده اش چنين نوشته اند: « در خاندان ما هنر هاي زيبا جايگاه ويژه اي دارد و هنرمند خوشنويس، نقاش و صحاف زياد داشته ايم، مرحوم جدم آقاي ميرزا اسماعيل كه در ابتداي كلام ترجمه حال ايشان را آوردم از خوشنويسان بسير خوبي بودند كه انواع خطوط را بسيار استادانه مي نوشتند و آثار بسيار ارزشمندي در اين زمينه دارند كه همراه برادرش آقا ميرزا رضاي منجم باشي از شاگردان ميرزا محمد علي خوشنويس كرمانشاهي بوده اند .» قا سيف السادات، سيد ميرزا عبدالرحمن نجومي، سيد ميرزا محسن و سيد محمد صالح سيف السادات، سيد نصر الله نجومي و سيد ميرزا حسن نجومي و سيد هادي و مهدي نجومي و آقا سيد محمد جواد نجومي پدر گرانقدر استاد نيز از هنرمندان اين خانواده هستند. استاد نجومی از برترين هاي هنر خوش نويسي جهان بودندد كه تابلوهاي زيباي ايشان هوش از سر هر صاحب ذوقي مي برد. استاد نزد خطاطان بزرگي همچون هاشم بغدادي و احمد نجفي به تمرين و ممارست پرداخته اند تا در انواع خطوط اسلامي استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث يگانه و بي همتا شدند و در تذهيب و تشعير و جليد و گل و بوته سازي آثار جاودانه اي پديد آورده اند.اشان چند سال پیش به عنوان چهره ماندگار ايران در عالم هنر مورد تقدير قرار گرفتند. این عالم بزرگوار ۲۵-۸-۸۸ در کرمانشاه دارفانی را وداع گفتند... روحش شاد و یادش گرامی ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 13:6  توسط کاک  | 

صالح حسينى

صالح حسينى

مترجم و منتقد

متولد ۱۳۲۵ سنقر ـ كرمانشاه
- تحصيل در دانشكده ادبيات و علوم انسانى شيراز سال ۴۵ تا ۵۲
- تحصيل در دانشگاه جورج واشنگتن سال ۵۴تا ۵۸
- تدريس در دانشگاه اهواز از ۵۸ تاكنون

 


بخشى از آثار به چاپ رسيده:
- ترجمه رمان:
خشم و هياهو اثر ويليام فاكنر، لرد جيم اثر جوزف كنراد، آخرين وسوسه مسيح، گزارش به خاك يونان، برخيز اى موسى و ابشالوم ابشالوم اثر نيكوس كازانزاكيس، برادران كارامازوف اثر داستايوفسكى و ...
- در زمينه نقد:
بررسى تطبيقى خشم و هياهو و شازده احتجاب، نيلوفر خاموش: نظرى به اشعار سهراب سپهرى و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 13:51  توسط کاک  | 

گفتگو با رستگار رحمانی تنها ، نفر اول کنکور تجربی و زبان خارجه

نفر اول کنکور تجربي و زبان امسال ثابت کرد که اراده انسان با یاری خداوند می تواند بر محرومیت غلبه کند. وی گفت: مهمترين هدف خود را خدمت به مردم بخصوص مردم شهرستان جوانرود قرار داده است. 

محل زندگی رتبه اول کنکور در شهر محروم جوانرود از توابع کرمانشاه:

alt 

به گزارش خبرنگار ايرنا " رستگار رحماني تنها " متولد سال 1368 برگ زرين ديگري در تاريخ پرافتخار استان کرمانشاه آفريد تا به همگان نشان دهد که کرمانشاه فقط زير بار هجوم تجاوزگران عراقي، افتخارات بسياري را رقم نزده است بلکه امروز جواناني چون " رحماني تنها " بر سکوي افتخاراتي خواهند نشست تا حيرت همگان را برانگيزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت 19:53  توسط کاک  | 

ابوالقاسم لاهوتي

ابوالقاسم لاهوتي

«ابوالقاسم لاهوتي» در روز 19 مهر ماه 1266 در کرمانشاه به دنيا آمد. پدرش، الهامي، پيشه کفش دوزي داشت و پدروپسر هر دو آزادي خواه بودند. 16 سال داشت که به کمک مالي يکي از دوستان خانواده براي ادامه تحصيل به تهران آمد. و دو سال بعد اولين غزل او که لحن سلحشوري وآزادگي داشت، در روزنامه حبل المتين کلکته منتشر شد.
لاهوتي در سال 1284 شمسي در تهران شب نامه واوراق سياسي پخش مي کرد ودر انقلاب مشروطه خواهي در صف فداييان آزادي قرار داشت. او در سال 1287 در رشت با گروه مستبدان جنگيده وبه پاداش جانفشاني هاي خود نشان ستارخان گرفت.
نخستين اشعار لاهوتي در روزنامه هاي آن عهد از جمله ايران نــو منتشر مي گرديد. مجموعه اشعار لاهوتي از سال 1923 تا 1960 ميلادي 31 بار به زبان فارسي ، 32 بار به زبان روسي، سه بار به زبان ازبکي وچند بار به زبانهاي ارمني، قرقيزي و.. منتشر شد. روز دوشنبه دهم بهمن ماه 1300 آزادي خواهان آذربايجان به فرماندهي لاهوتي در تبريز قيام کردند وروز دوازدهم بهمن از شرف خانه وارد تبريز شد ومخبرالسلطنه هدايت استاندار آذربايجان را در ژاندارمري توقيف کرد. اما روز نوزدهم آن ماه قواي مياندوآب به تبريز رسيد و روز بيستم نزديک غروب ژاندارمها در جنگ شکست خوردند. لاهوتي با چند تن از رود ارس گذشتند وبه کشور شوروي پناه برد.
شاعر از وطن دور افتاده ايران تا پايان عمر در ميان خانواده شوراها به عزت واحترام زيست.
لاهوتي از هر نوع شعري دارد: غزل، قطعه، داستان، تصنيف، رباعي، اشعاري به شيــوه قديم و به وزن عروضــي، اشعاري به وزن هجايي ومکــالماتي، و ترجمه هاي منظوم از آثار کلاسيک هاي روس وبزرگان ادبيات جهان. او براي بيان مسائل ومصائب دنياي کنوني بيشتراساليب هنري شعر قديم ايران را به کار مي گيرد. ولي چنانکه گفتيم از انتخاب هر شکل وقالبي که براي اداي مقصودش مناسب باشد نيز روگردان نيست، وحتي مي تـــوان گفت از سخنـوران پارسي گو کسي که پيش از همه در تحت تاثير گويندگان غرب واقع شده هم اوست. سرانجام ابوالقاسم لاهوتي در 26 اسفند 1335 در مسکو درگذشت.

نمونه شعر ها:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 12:42  توسط کاک  | 

چهره‌هاي از قلم افتاده

چهره‌هاي از قلم افتاده
اردشير كشاورزي
او هنرمندي بود كه در كنار بزرگاني چون نصرت كريمي اولين گام‌ها را براي تئاتر عروسكي به فضاي علمي آن برداشته‌ است. اردشير كشاورزي در سال 1324 در كرمانشاه متولد شد و مدرك كارشناسي‌اش را در رشته زبان‌هاي خارجي از دانشگاه شهيد بهشتي دريافت كرد اما از سال 1351 و به واسطه حضور «اسكار باتك» در دانشكده هنرهاي دراماتيك به‌عنوان مترجم و مشاور او حضور داشت. «هادي و هدي»، «علي‌بابا و چهل دزد بغداد»، «حسني و لوبياي سحرآميز»، «حادثه در شهر عروسك‌ها» و نمايش‌هاي عروسكي ديگر از جمله كارهاي ماندگار با او هستند.
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100903557364
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 12:56  توسط کاک  | 

میر سیف الدین کرمانشاهی

View Full Size Image

اولین کلاس تئاتر ایران توسط میر سیف الدین کرمانشاهی راه اندازی شد. وی از اعضای اولیه ی جامعه ی باربد بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 12:32  توسط کاک  | 

کارشناسان ورزشی کرمانشاهی

دو تن از کارشناسان ورزشی کشور که کرمانشاهی هستند آقای معینی رییس کمیته آموزش فدراسیون فوتبال وآقای دکتر قاسمی که رییس هیت اسکواش ومجری اخبار ورزشی هم بوده اند.

View Full Size Image  View Full Size Image

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 12:16  توسط کاک  | 

مهندس محمدعلي گويا

مهندس محمدعلي گويا


در دورة جديد انتشار توفيق كه از سال 1337 شمسي شروع و به سال 1350 ختم شد، مهندس محمدعلي گويا شاعر كرمانشاهي‌الاصل، همواره عضو هيأت تحريريه توفيق بود و اشعار فراواني از اين شاعر در دوره‌هاي مختلف توفيق به چاپ رسيد.

مهندس گويا بيشتر سوژه‌هاي اجتماعي و سياسي را موضوع اشعار خود قرار داده است. اشعار او در عين رواني و شيريني از يك نوع سنگيني و وقار خاص بهره‌مند است. اسامي مستعار مهندس محمدعلي گويا «گوياي اسرار»، «بلبل گويا»، «لال» و «شيرگويا» بوده است.

او پس از انقلاب نيز همكاري مستمري را آخرين روزهاي حيات با نشريات «گل‌آقا» داشت.

* نمونة آثار طنز منظوم محمدعلي گويا:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387ساعت 12:46  توسط کاک  | 

یار محمدخان کرمانشاهی

یار محمدخان  معروف به یار محمدخان کرمانشاهی سردار بزرگ مشروطه به حق و به واقع از اولین قیام گران ملی و مردمی است که در قبال ناملایمات جامعه ایران عصر مشروطیت، عصری که خود می زیسته، احساس تعهد و تعرض نمود.

 پیش از آن قیام گرایانی چون میرزا کوچک خان جنگلی، کلنل محمدتقی خان پسیان، رئیس علی دلوار و ... به نحوی حاکمیت و زندگانی معیشت، ساختار سیاسی و نظامی و مناسبات نظامی و اداری دوران خود متعرض گردند، یار محمدخان با قیام خویش چنان اراده نمود تا با اهداء جان خود در راه وطن از استقلال و کیان ایران دفاع نماید، در پیرامون بینش های عقیدتی و جهان بینی و تفکرات دینی و مذهبی سردار ار محمدخان باز گفتار این مطلب الزامی است، در این خصوص اردشیر کشاورز نویسنده و محقق بزرگ در خصوص زندگی نامه سردار یار محمدخان در کتاب گُردِکُرد چنین می نویسد: "یار محمدخان از دامان پاک مادری ایلیاتی از طایفه بالوندِلک و پدر صادق و زحمت کش و روستایی  با تربیتی عشیره ای و ایلی تحت تربیت و تعلیم جامعه درون خانوادگی سالمی در دهستان زردلان از توابع بخش هلیلان به دنیا آمد او با عقیده پاک به ارکان بنیادی دین ناب محمدی اسلام راستین الهی و اعتقاد به حقانیت را پویای شیعه، دوستدار آل علی(ع) و اهل بیت عصمت(سلام الله علیها) در دوران نوجوانی و جوانی راهرو و طریق مولایش علی(ع) و در کسوت پهلوانی و علاقه مند به ورزش باستانی و عامل به اعمال پوریای ولی و این روش را درتمامی مراحل حیات مادی و معنوی خویش چون چراغی فروزان فرا راه خود قرار داد، و با توسل به ولای عشق به مولا علی(ع) در معارک سخت و مهالک هولناک بدون بیم و هراس در صحنه های کارزار و میادین شور و شرف قیام گر و آغاز کننده تحرکاتی دلاورانه و مردمی می بود."

 اردشیر کشاورز در جای دیگر این چنین می نویسد:"یار محمدخان در نوجوانی با اعتقاد پاک مسلمانی، عشق به مبانی دینی و مذهبی را از زورخانه آموخت و در جوانی در محضر و خدمت عالم روشن خیر مجتهد اعلم آقا حضرت آیت الله حاج آقا محمد مهدی مجتهد روحانی وارسته صاحب جاه و اعتبار طریق حقیقت اسلام راستین گرفت و در پی فتوای صادره از مراجع تقلید در سامرا و نجف همچون مرحوم آیت الله خراسانی، آیت الله مازندرانی و ... که بر حقانیت و مشروعیت مشروطیت شهر سلامت زدند با ترک زندگانی و خان و مان به هوای جانبداری از انقلابیون و آذربایجان به تبریز شتافت. "

      تولد یار محمدخان بنا به تحقیق سال 1296 هجری قمری در زردلانِ هُلیلان بوده است. دکتر سلام الله جاوید در جزوه ی فداکاران فراموش شده سال تولد یار محمدخان را 1292هـ.ق ذکر نموده است.

دکتر علی اکبر نقی پور مؤلف کتاب یارمحمدخان سردار بزرگ مشروطه چنین می نویسد: "

احمدی کسروی در جای دیگر در کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت در ایران می نویسد: "

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 23:37  توسط کاک  | 

«ابوالحسن آذري»

ابوالحسن آذري

«ابوالحسن آذري»، شاعر، نويسنده، اديب و خوشنويس به سال 1297 شمسي در شهر تاريخي كنگاور زاده شد. تحصيلات قديمه را در همان شهر فراگرفت و سرانجام به شغل كارمندي وزارت كشور منصوب شد. او مراتب بخشداري را تا رياست دفتر استانداري همدان طي كرد. آذري روزنامه‌اي در كنگاور داير كرد اما بيشتر مقالاتش كه طنزآميز و انتقادي بود در جرايد همدان چاپ شده است.

اين شاعر از همكاران قديمي روزنامه فكاهي «توفيق» بود و امضاي مستعارش «بچه كنگاور» در بالاي آثارش منعكس مي‌شد.

آذري در طنزنويسي پيرو «فريدون توللي» بود و به تقليد او كتابي با عنوان «التوازين في تفسير حالات آن و اين» نوشت. دو كتاب ديگر آذري به نامهاي: «فرهنگ مردم كنگاور» و «تاريخ كنگاور» نيز از آثار ماندگار او به شمار مي‌آيد. ابوالحسن آذري در دهم دي ماه 1365 شمسي درگذشت.

* نمونه آثار منظوم ابوالحسن آذري:
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 14:7  توسط کاک  | 

شعر و شاعر
احمد عزيزي

عزيزي در چهارم دي‌ماه 1337 در سرپل ذهاب كرمانشاه به دنيا آمد. وي در كودكي با عشاير چادرنشين حشر و نشر فراوان داشت و قبل از رفتن به دبستان، خواندن و نوشتن را بدون داشتن معلم و تنها از روي كنجكاوي و تأمل و دقت از نوشته‌هاي روي تابلوها و اسامي خيابان‌ها و... به خوبي فرا گرفت.

وي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به دعوت شمس‌ آل‌احمد به تهران آمد و موفق به ديدار شهيد آيت‌الله مطهري شد. وي با آغاز جنگ به همراه خانواده به تهران آمد و سپس براي مدتي ساكن شهرستان نور شد سپس در تهران اقامت گزيد و به همكاري با روزنامه جمهوري اسلامي پرداخت.

عزيزي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين شاعران انقلاب است. يكي از بارزترين ويژگي‌هاي شعر او، اين است كه با وجود گستره بسيار و پيچيدگي‌هاي محتوايي و شكلي، حتي عامه مردم را نيز به خود جلب مي‌كند.

حضور كمرنگ عزيزي در محافل شعري چند سال اخير، هرگز به معناي كم‌كاري او نيست و اگر مجموعه‌هاي مختلف شعر عزيزي را ورق بزنيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه ده، دوازده مجموعه شعر او همه آثار خوب و ارزشمندي هستند. عزيزي تخيلي بسيار قوي دارد كه نزد هر شاعري نيست. به تعبير دوست شاعرش پرويز بيگي حبيب‌آبادي، انديشه او انديشه چند شاعر است كه همزمان در يك ذهن گرد هم آمده باشند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 14:5  توسط کاک  | 

احمد عزيزي عزیز

با ياد احمد عزيزي و با آرزوي شفاي عاجل او
احمدجان! واژه‌ها چشم به راه تو نشسته‌اند
 
روزنامه‌ها با لُكنت مي‌گويند: «احمد عزيزي، از شاعران انقلاب، دفاع مقدس و اهل بيت، براثر فشارخون بالا، اختلالات قلبي و... به كُما رفت.»
خيابان‌هاي شهر شلوغ است و همه در تكاپوي خانه‌تكاني و خريد عيدند. در اين روزها مشغلة مردم كوچه و بازار زياد است و صد البته كسي با شعر وشاعر كاري ندارد!
احمد جان! راستي وقت بهتري را براي اين سفر نامعلوم پيدا نكردي؟!
دو، سه روز بيش‌تر به عيد باقي نمانده است. مردم در هياهوي خيابان‌هاي شلوغ خودشان را هم گُم كرده‌اند!
احمد جان! زندگي سخت است. تورم و گراني هم كه بيداد مي‌كند. خوب به ياد دارم قبل از اين كه به سرت بزند و به نمي‌دانم كجا بروي! تو هم از فشار زندگي مي‌ناليدي. به هرشكل شاعر هم آدم است و مثل بقيه مردم بايد زندگي كند. شايد هم براي خلاص شدن از اين خرج و مخارج سنگين سر در لاك بي‌خيالي فرو برده‌اي و خودت را به خواب زده‌اي؟! نمي‌دانم. به هر شكل‌ اي كاش تو هم بيدار مي‌شدي و مثل هميشه در اين «عيد بازار» مصيبت بار! براي سروسامان دادن به وضع خانه و زندگي به خانواده كمك مي‌كردي. هنوز هم دير نشده، هنوز تا تحويل سال نو، كلّي وقت باقي مانده است. كفش‌هاي مكاشفه‌ات را به پا كن، بسم‌الله بگو و بلند شو... يا علي.
3
سفره هفت‌سين را چيده‌ايم و منتظر تحويل سال ـ با ماهي قرمز كوچولوي تُنگاب ـ ثانيه شماري مي‌كنيم. ولي تو هنوز در خوابي، و چه خواب سنگيني! اين طور كه پيداست، حالا حالاها خيال بيدار شدن نداري.
عزيز دلم! آخر چه طور دلت مي‌آيد چشم بر چشم بگذاري و در اين لحظه‌هاي شيرين و خاطره‌انگيز، خانواده و دوستانت را تنها بگذاري؟!
روله جان! وخيز(1). درست است كه گفته‌اند «حرف مرد يكي است»، ولي بهتر است در تصميم‌ات تجديد نظر كني و به اين نيّت كه براي سال نو يك غزل جديد بگويي، از خواب ناز بلند شوي. واژه‌ها را نگاه كن، چشم به راه تو نشسته‌اند تا با آوازهاي رندانه تو، سرمست به دست افشاني برخيزند. خوب نيست اين همه واژه‌ دل شده و خُمار را نااميد كني.‌
برادر! بلند شو و به قول حافظ شيراز: «شعري بخوان كه با آن رطل‌گران توان‌زد»
4
روز 15 فروردين ماه 1387 است. واژه‌ها از تعطيلات برگشته‌اند و شاعران هم! اما هنوز برزبان هيچ‌كس، خبر تازه‌اي از تو نيست. ناگزير، به سراغ «اينترنت» مي‌روم تا از حال تو بپرسم! مي‌دانم،‌ اين كه بايد از غريبه‌ها حال دوستان را پرسيد، چيز عجيبي است! اما، اينترنت هم با خميازه‌اي طولاني، همان پاسخ تكراري را در دستم مي‌گذارد:
«هيچ تغييري در وضعيت احمد عزيزي ديده نمي‌شود...!»
بي‌معرفت! نكند ما را دست انداخته‌اي؟ گويا تنه‌ا ت به تنه اصحاب كهف خورده است! مي‌ترسم زماني كه بيدار مي‌شوي، سكه به نام كس ديگري خورده باشد. عجب زمانه كج مداري!
همين چند روز پيش بود (اسفند 86) كه تو را در بخش «انقلاب و امام» دومين جشنواره بين‌المللي شعر فجر به عنوان شاعر برگزيده معرفي كردند و كارت حسابي سكه شد! ولي انگار اين اتفاق براي تو چندان آمد نداشت!
راستش را بخواهي، نمي‌دانم بايد چه بگويم. گاهي فكر مي‌كنم دنيا چشم ديدن شاعران را ندارد، براي همين هم هست كه شاعران هميشه تا زنده‌اند در حاشيه و انزوا به سر مي‌برند و بعد از مرگ...؟! بگذريم. همين‌قدر مي‌دانم كه تو آدم با نشاط و شوخ‌طبعي هستي و همين باعث مي‌شود كه گاهي فكر كنم تو مرگ را هم دست انداخته‌اي!
سالار! اين جماعت دل شده را درياب. مگر نمي‌بيني كه واژه‌ها براي سماعي ديگر آماده‌اند. پس ساز «بشنو از ني» را كي كوك مي‌كني؟...
5
روزنامه‌ها مي‌گويند كه وقتي صداي ملكوتي آواز استاد شجريان در كوچه‌ باغ‌هاي جان تو مي‌پيچد، بغض ترانه در گلويت مي‌شكند و چشم‌هاي مغمومت به اشك...!
احمدجان! باور كن همه از اين وضع خسته شده‌اند.
شاعر روستاي فطرت! بلندشو و دوباره كفش‌هاي مكاشفه‌ات را به پاكن و در كوچه باغ‌هاي شعر و ترانه، سرمست به ملاقات «بوي ياس» برو، مگر اين تو نبودي كه مي‌گفتي: «ياس بوي مهرباني مي‌دهد؟!»

آري، بهار آمده است، ولي تو ـ بي‌احساس و خاموش ـ حتي چشمي هم به سوي ياس‌ها نمي‌چرخاني!! دل همه‌ ياس‌ها شكسته است، چون ديگر كسي چون تو نيست كه چشم به آب و رنگ آن‌ها بدوزد و آن‌ها برايش جلــوه فروشي كنند. تو را قسم به حضرت زهرا(س) از اين سفــر نامعلوم برگرد. راضي نشو كـــه شعرهاي تو «جوانمرگ» شوند. هنوز خيـــلي زود است كه خاك عطر تنت را در آغوش بگيرد و آوازهاي گل محمّدي‌ات را احتكار كند. خودت بهتر مي‌داني كه اگر بي‌خداحافظي بروي، نسل شاعران انقلاب، حلالت نمي‌كنند!
قلندر! ناز كم كن و در «باراني از پروانه» به «روستاي فطرت» خودت برگرد تا در جشنواره بهار، شعرهاي تازه‌ات را بخواني، و آن‌گاه سري به شلمچه بزني و در كوچه باغ‌هاي «هشت فصل عشق»، به «ترجمه زخم»، داغ دل باغبان را تازه كني و «عشق» را پُرآوازه...

شاعر عشق و اميد و بهار! كلمات آماده باش ايستاده‌اند. آيا وقت «بسيج دوباره كلمات» نرسيده است؟!6
برلب جوي نشين و گذر عمر ببين
كاين اشارت ز جهان گذران، ما را بس!
به خواهر عزيزي در يكي از روزنامه‌ها قول داده‌ام از «تو» بنويسم تا در ويژه‌نامه...! نه! خدا نكند. مگر فقط براي... ويژه‌نامه چاپ مي‌كنند؟! اي كاش زودتر به تو مي‌رسيديم و فاصله‌ها را جواب مي‌كرديم. امروز مي‌خواهم «خوابنامه تناسخ» تو را بيدار كنم تا با هم به ملاقات تو بياييم. شنيده‌ام مي‌خواهند براي معالجه تو را به ناكجا آبادِ... ببرند. از همين روست كه تو نگراني و شايد داري به نشانه اعتراض، اين شعر پير و مراد خويش حضرت امام(ره) را زيرلب زمزمه مي‌كني:
درد خواهم، دوا نمي‌خواهم
غصه خواهـم، نـوا نمي‌خواهم
عاشقم، عاشقم، مريض توام
زين مرض، من شفا نمي‌خواهم
جوانمرد!
من هم با تو موافقم. ريشه‌هاي تو در اين خاك است و درمان تو هم اين‌جا. اگر خدا بخواهد، كافي است مُشتي از خاك گلبوي خرمشهر را جلوي مشامت بگيرند تا نعره زنان از جا برخيزي و «فلك را بشكافي»!
آري، تو مقلد امامي و مام در همين آب و خاك بهشتي و نجيب باليد و بزرگ شد و به آسمان كوچيد. مي‌دانم كه تو هم غير از اين نمي‌خواهي. به هر جهت، اگر عمرت به اين جهان باشد ـ كه ان‌شاءالله هست ـ در همين خاك و با دست مهربان امام ميهن مداوا مي‌شوي و «ياعلي» گو برمي‌خيزي و سجده شكر به جا مي‌آوري و...
به نيّت تو حافظ را باز مي‌كنم و اين بيت مي‌آيد:
فرصت شمار صحبت، كز اين دو راهه منزل
چون بگذريم ديگر، نتوان به هم رسيدن...
احمدجان! ديگر من نمي‌دانم. تعبير و تفسير اين بيت با جناب خودت ـ به اميد ديدار.

codex17x

page29
پي نوشت:
1ـ رولــه جـان! وخيز (به زبان لُري يعني: بچه‌جان! برخيز)
منبع: روزنامه اطلاعات

codex17x

pag
اتانتن
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 10:42  توسط کاک  | 

يارمحمد خان

بسمه تعالی

اسم پدرش ميرزا محمد از خوانين زردلان و مادرش بلقيس بود. در 1296 ه.ق . بدنيا آمد . در سبزه ميدان دكان بارفروشي داشت. حشر و نشر يارمحمدخان با حاج آقا محمد مهدي از علماي روشن فكر و آزادي خواه كرمانشاه موجب شد تا به محض تشكيل كميته غيرت يارمحمد خان داظباه به عضويت آن در آيد. اعضاي آن: حاج آقا محمد مهدي ، ميرزا علي خان وزيري، ميرزا احمد خان معتضدالدوله ، ميرزا علي خان سرتيپ (خانه خراب)، محمدباقر ميرزا خسروي ، ابوالحسن خان زنگنه ،ميرزا علي خان گوران، ابوالفتح ميرزا دولتشاهي ، ميرزا محمدصادق دولت داد بودند و نام اين كميته از شاعر آزادي خواه عبدالكريم غيرت گرفه شده بود

پس از قبول مشروطه وسط مظفرالدين شاه بر طبق قانون اساسي ، انجمن ايالتي براي كرمانشاهان برگزيده شد كه منتخبين آن عبارت بودند از :1.حجت الاسلا آقا محمد مهدي (580 راي) 2. ابوالحسن خان زنگنه 3. حاجي ملا حسين پيش نماز 4. اجي سيد علي مير عبدل باقي 5. آقاي آقا شيخ هادي   6. شاهزاده محمد باقر ميرزا  ،

پس از روي كار آمدن محمد علي شاه و بهانه تراشي هاي وي براي مشروطه خواهان و به توپ بشه شدن مجلس كه باعث اعدام و انزواي بسياري از مشروطه خواهان مي شود سردار غيرتمن لي قلي خان بختياري در راه هران از قم ، به كرمانشاه تلگراف مي كند كه مي واهد براي آزادي ، به تهران مله كن در الي كه بسياري تي ظهيرالدوله حاكم وقت كراشاه به وي در 10 ادي الثاني 1327 ه. ق. جواب مساعد داده و بسياري از معتمدين شهر نيز به وي قول همكاري می دهند اما تنها يارمحمدخان كرمانشاهي و برادر اده اش حسين خان معرف به كلاهمان  راه تهران را در پيش مي گيرند و اين نقطه طف تاريخ ماست يعني رداد 1287 ه.ش. در اي سال يارمحمد خان 30 ساله است و زني دارد به ام زينت ه دختر دايي اوست و دتري به نام قمرتاج كه همسفرش هستند . به قل از كتايب تاريخ انقلاب مشروطه كسروي پس از دريافت تلگراف مجلس كه به همه شهرهاي ايران زده و ياري مي طلبد تنها کساني كه به ياري تبريز آمدد اين دو بودند و تا پايان جنگهاي تبريز دليري ها و مردانگي هاکردند و همچنين  در كتاب تاريخ انقلاب مشروطه ايرا ن ملك زاده آورده اسنت «از جمله ساني كه حقا نامش بايد در تاريخ مشروطه جاودان بماند يارمحمد خان است وي در ميان كشمكش مشروطه خواهان و مستبدين كرمانشاه فداكاري ها كرد و همين كه شنيد دعلي شاه خيال حمله به مجلس را دارد به اتفاق برادرش با عجله راه تهران در پيش رفت ولي همان روز ي كه به قم رسيد مجلس به توپ بسته شد . و وي چند روزي سرگردان بود و همين كه از قيام ستارخان در تبريز اطلاع پيدا كرد با هزار زحمت خود را به آنجا رساند. وي مورد توجه و احترام ستارخان  انجمن واقع گرديد و رياست دسته اي از مجاهدين به وي واگذار شد و ا آخرين روزهاي جگ بريز با كمال صداقت و دلاري نگيد و پس از آن كه تبريز به دست روس اتاد رهسپار اردوي مهاجري رشت شد»

در جنگ شيرامين كه ذي قعده 1326 ق. در گرفت در سپاه ستارخان بودند  جنگ ديگري كه وي حضور داشت ج محرم 1327 ق. است در تاريخ مشره كسروس آمده است«روز شنبه 21محرم  1327 يارمحمد خان با دسه اي سوار هنام ديد آفتاب از سنگر بيرون شتافتند و پيشاپيش، سنگرهاي دولتيان به نمايش در آمدند ،(دف اين بوده كه فرماندهان و سپاه دشمن بيرون بيايند و نارنجك جلي آنها منفجر كنند) و همين كه كساني از ايشا به سنگر رسيدند  نارنجك تركيد و يكي از اميران دولت چشمانش نابيا و سه تن كشته وباقي گريختند.

جنگ دير الوار است. الوار دهي در شمال غربي تبريز است،‌در اين جگ هگامي كه اهي عقب نشيني مي كنند خبري از ستارخان يست يارمحمدخان به دنبال او ميرود او را له سه چهار نفر در مي يابد به وي مي گويد اگر دشمن ملتفت شود شما تنها ايجا ييد ما را محاصره مي كند اما ويمي گويد تو برو و اصرار يارمحمدخان سودي نداشته ،‌نيمه شب با گاري كه جنازه اي در آن بوده ستارخان باز مي گردد ، وي بر اي بازگرداندان آن جنازه تا تاريك شدن شب انتظار كشيده بودو شخصي به نام عزت الله خان وي را عقب آورده بود و در گاري گذارده بود و به عقب برگشته اند اين جنازه متلق به يك سرباز ارمني بود،  اين كار از نظر روحيه براي ديگر مجاهدين بسيار خوب بوده اما ستارخان به اشتباه حضور خود پي برده ( زيرا كافي بود به يارمحمدخان يا همان عزت الله خان مي گفت و خود كه حضورشان براي باقي جنگ ضروري بود به عقب برمي گشت )و از آنجا به بعد سردار ملي  دوستي و هنمكاري اش با يارمحمد خان نشان مي دهد كدورتي بين آها نبوده است

جنگ بعدي حكم آباد است. دکتر جاوید در کتاب فداكاران فراموش شده مي ويسد در جنگ كم آباد دليري يارمحمد خان و برادرش و پسر علي مسيو حاجي خان شهرت عمومي يافت و موجب شد انجمن ايالتي از آنها قدرداني كتبي نمايد.

جنگ بعدي آناخاتون است كه چون دولت تبريز را در محاصره دارد به بخش اناخاتون هجوم مي آورد. يارمحمد خان در اين جنگ زخمي مي شود ( تير به پاي مي خورد و جنگ آن روز به سود مليون پايان يافت)

جنگ ديگر شام غازان است. كه چيزي تا پيروزي ستارخان نمانده بود كه خبر آمد سفير روس و انگليس با محمد علي شاه  صحبت كرده اند و قرار شده جنگ يك فته متاركه شود و ستارخان به علت وضع بد غذايي شهر پذيرفت و قرار شد وسيه آذوقه به تبريز برساند اما عملا حمله و تبريز را فتح كرد و ه كاري خواستند كردند و ستار خان و باقر خان به كنسول گري عثماني متحصن شدند

نيروهاي سردار اسعد بختياري و سپهدار از دو سو تهران را فتح كردند و جانشيني احمد شاه را به جاي محمد علي شاه گريخته ،‌ به سفارت روس،اعلام كردند.

هر چند با نگاهي به تركيب كابينه به نظر  مي رسد چيزي در باطن عوض نشد

ادامه دارد ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 15:4  توسط کاک  | 

كتاب دستان مستان

 

معرفي كتاب‌
نگاهي گذرا به كتاب مجموعه اشعار استاد دكتر ميرجلال الدين كزازي ‌
دستان مستان ‌

نام كتاب: دستان مستان
سراينده: دكتر ميرجلال‌الدين كزازی‌
ناشر: نشر نويسنده ‌
چاپ اول: بهار 1387
84 صفحه، 1400 تومان
كتاب حاضر، تازه‌ترين مجموعه شعر دكتر ميرجلال‌الدين كزازي است كه گزيده‌اي از سروده‌هاي استاد در دهه 70 را دربرمي‌گيرد. اين شعرهاي در پيوسته، به شيوه كهن سروده شده است و در چند قالب گوناگون ارائه شده است: غزل‌ها، چامه‌ها، چامه‌ها و سروده‌هاي كوتاه، ترانه‌ها، ترانه‌هاي كرمانشاه و مثنوي.
اين مجموعه، از احساس و انديشه‌اي نيك نهاد سرشته و در هم پيوسته شده است كه آيينه‌اي از حكمت و معرفت و عشق و طرب و تغزل را فراروي خواننده جان آگاه قرار مي‌دهد.
استاد كزازي بر ابتداي اين دفتر منظوم، مقدمه‌اي كوتاه قلمي كرده‌اند كه خواندني است

مقدمه‌ استاد كزازي بر اول اين دفتر:
يادداشت سخنور
در دستان مستان، گزيده‌اي از سروده‌هايم كه بيشينهِ آنها در دههِ 1368-1359 تا 1387 در پيوسته آمده‌اند، گردآوري شده است. سخن آشنايان، همگنان، مي‌دانند كه من سخنور پيشه‌ورز (= حرفه‌اي) نيستم و گه گاه به فرمان دل يا به انگيزه‌اي ديگر، شعري سروده‌ام، از نگاهي فراخ و فراگير، سروده‌هايم را به دو گونه و گروه بخش مي‌توان كرد: يكي آنهاست كه به ناگاهان، در نهاد و نهانم برجوشيده‌اند و مي‌توانم گفت كه به ناخواست و بركامهِ من، بر زبان و خامه‌ام روان شده‌اند و ديگر آنها كه به خواست و نياز ديگران، سروده آمده‌اند و به پاس خشنودي آنان و آرانكرد جانشان كه در سوري، شادمان بوده است يا در سوگي، پژمان و آشفته غمان.
به هر روي، بيشينهِ سروده‌هاي دستان مستان در رسانه‌هاي همگاني، خوانداري، ديداري و شنيداري، فراپيش سخن دوستان نهاده آمده است و با پسند و رويكرد مهرآميزشان همراه و هم ساز گرديده است. گرد كرد اين گزيده و به چاپ دادن آن، هم از اين روست. پاره‌اي از اين سروده‌ها، براي نمونه سه چامه بخش چامه‌ها را، بارها دوستداران سخن پارسي از من درخواسته‌اند و من ناچار شده‌ام رونوشتي از آنها را برايشان بفرستم. اينك شادمانم و دادار دادگر را سپاس مي‌گذارم كه اين سروده‌ها، به شيوه‌اي شايسته، در دفتري ارمغان آنان مي‌تواند شد.
اين دفتر در بهاران فراپيش ياران نهاده مي‌آيد. اميدم آن است كه خوانندگان نمود و نشاني از خرمي‌هاي بهار را در آن بتوانند يافت و دمي چند از دژمي‌هاي روزگار دل بر كنار بتوانند داشت. باشد كه دستان مستان بهانه‌اي بهينه بتواند بود، مستان فرهنگ و ادب ايران را، در شگفتي بهارآذين و دستانزنيي هزار آيين، ايدون باد!
ميرجلال‌الدين كزازی ‌

اسفندماه 1386

نمونه‌اي از غزليات <دستان مستان>:

بهار

آمد بهار و سبزه دميد و جوانه رُست‌

وز نايِ سبزِ بلبلِ شيدا، ترانه رست

ديدم به باغ دوش چو آن سروِ ناز را

بر شاخ آرزو، به نگاهم بهانه رست

دامن گرفتمش كه: بيا سويِ خانِ من‌

صدها هزار گل چو بيايي، به خانه رست‌

آشفت و گفت: <چند فسون و فريب، چند؟

كز گونه‌ها گُلم، ز فسون و فسانه رست

اين گفت و دست فشان لب گزيد و رفت‌

خارم به دل چو باغِ گلم شدروانه رست‌

در دل، مرا چو با نگهش تازيانه زد

گل‌هاي خون دمادم از آن تازيانه رست‌

از خوشه خوشه درد كه در دل فرو شكفت‌

اشكم به شاخ شاخِ مژه دانه دانه رست‌

كزازيا! ز هر چه رود، مست دوست باش

كآمد بهار و سبزه دميد و جوانه رست

نيكا بهار سبز سخن كاين جوانه نيز

بر شاخ پرشكوفه آن، شادمانه رست!

مهر77، بارسلون



بهار دور از يار

بهار مي‌‌رسد؛ اما سرِ بهارم نيست

بهار من - كه سرش سبز! در كنارم نيست

بهار رشك خزان است، بهرِ من، بي دوست

بهار چون بودم؟ در كنار، يارم نيست

چو خوشه، دور از آن خرمنِ گلم؛ ديري است

گل و بهار، از آن، جز خزان و خارم نيست‌

نگار و نقش بهاري اگر چه دلجوي است

مرا چه سود؟ كه نقشي از آن نگارم نيست‌

من و خزانِ خموشي و كنج تنهايي!‌

به گوشه گوشه گلشن، دگر گذارم نيست

هزار غلغله افكند در گلستان، ليك‌

هزاروار، بجز ناله‌هاي زارم نيست

هزار ناله ز دل خيزدم، به موسم گل

فغان و ناله مرا بس، سر هزارم نيست

به ناله، دوش، شنيدم كه زار زروان گفت:

<بهار مي‌رسد، اما سر بهارم نيست>

فروردين 78، بارسلون



درد دوري‌

به دور از تو، تن و توشي نماندست؛

مرا جان و دل و هوشي نماندست‌

چنانم درد دوري سود، كز من‌

مگر فرسوده تن پوشي نماندست‌

اگر شيري كني بر من بتازي،

شود پيدا كه خرگوشي نماندست‌

مرا جز تو كه شاه نيكواني،

پري‌رويي، پرن‌دوشي نماندست‌

بيا و كام جان را نوش نو بخش؛

كه از نيش غمم، نوشي نماندست‌

بيا و دل ببُر از كوش و كشها؛

مرا با تو كش و كوشي نماندست‌

بيا؛ بر من چو جان آغوش بگشاي؛

مرا جز جان هم‌آغوشي نماندست

سخن مي‌پژمرد در كام خشكم!

دل افسرده را جوشي نماندست‌

بيا؛ تا جان بگيرد بار ديگر؛

كه زروان را تن و توشي نماندست‌

اسفند 77، بارسلون

+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 14:47  توسط کاک  | 

اقبال واحدی

اقبال واحدی مجری سیما:

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100951423415

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 11:48  توسط کاک  | 

هانیبال الخاص نقاش کرمانشاهی

دست‌هايم لرزيد، نقاش شدم‌
مصاحبه هانیبال الخاص نقاش کرمانشاهی با جام جم:
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 11:45  توسط کاک  | 

سالشمار زندگی بهزاد کرمانشاهی

از سرما بیگناهان گذشت آب ستم
کو مجالی تا بگرید دیده بر این :
سرگذشت
سالشمار زندگی روانشاد بهزاد:
1304 تولد در کرمانشاه
1313 آغاز تحیصیلات ابتدایی در دبستان هدایت کرماتشاه
1319 پایان تحصیلات ابتدایی
1319  مرگ مادر با بار سنگین غم بر دوش بهزاد جوان وآ غاز تحصیلات متوسطه در دبیرستان شاهپور سابق
1325 دریافت دیپلم علمی پنج ساله دبیرستان
1326 دریافت دیپلم  ادبی (سال ششم دبیرستان
1326 آغاز  تحصیلات دانشگاهی  در رشته ی اذبیات دانشگاه تهران  در محضر اساتیدی چون
1329 ملک الشعرا بهار ،همایی،فروزانفر،معین،ذبیح ا.. صفا، خانلری و نا تمام گذاشتن تحصیلات در سال آخر
1331 استخدام پیمانی در آموزش و پرورش وقت
1339 استخدام رسمی  1336 سفر به تبریز ودیدار شهریار
1337 انتشار قصیده ی با مطلع :
     پسند مردم دنانا حدیث دنیا نیست
     حدیث دنیا آری پسند دانا نیست
     در مجله ی یغما که سبب اشتهار  وی شد.
1359 بازنشستگی پیش از موعد  به درخواست خویش در  سال 29 خدمت که بیشتر آن در دبیرستان پهلوی
     که بعد از انقلاب نام آن بهمصطفی پروینی مدیر صمیمی وصادق وزحمتکشی که 30 سال در این دبیرستان خدمت کرد تغییر یافت
1365 در گذشت خاله ی به جای مادر
1365 در گذشت پدر در تهران  در هنگامهی موشک باران
1381 انتشار گزیده ای از اشعار با عنوان گلی بیرنگ>نشر آگه< به انتخاب دکتر کدکنی به همت شاگرد وفادار استاد ، مرحوم مسعود مشکین پوش
1385 موافقت با گزیده ی دیگری از اشعار با عنوان یادگار مهر که در انتظار دریافت مجوز است
1386 5 فروردین درگذشت
آثار ایشان:
1- دفتر شعر > گزیده سخن
2- دفتر شعر > سخنی دیگر
3- دفتر شعر> خُرده سخن
4- دفتر شعر سخن چهارم
5- دفتر شعرسخن پنجم >سرگذشت< مجموعه شعر فارسی عامیانه و کردی کرماشاهی
6- دفتر شعر با خط خود استاد چل تکه
7- گردآوری اِخوانیات با نام بادوستان ویاران
8- تدوین شعر های شعرای کرمانشاه از قاجار تا امروز
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 14:11  توسط کاک  | 

نظراتی پیرامون استاد بهزاد

استاد محبت می گوید:« جای تعجب نیست که شخصیت والایی همچون حضرت آیت الله خامنه ای در هر دیداری با کمال لطف و با تاکید به این که آقای بهزاد شاعر خیلی خوبی است جویای احوال ایشان بوده اند.»

برخی از چهره های برجسته ادبی کشورمان به نقش و جایگاه استاد بهزاد کرمانشاهی در عرصه ادب پارسی و ذکر خاطراتی از آن شاعر فقید پرداخته اند:.
علیرضا قزوه

« یدالله بهزاد کرمانشاهی در کنار مهدی اخوان ثالث از نامزدهای دریافت جایزه جشنواره شعر فجر در بخش میهنی بود و برای کشورش زحمات زیادی متحمل شد و درزمان ستمشاهی یکی از مبارزان نام آور در عرصه شعرو ادب پارسی بود.»

« علیرضا قزوه » می گوید:« بهزاد اهل هیاهو و خود را نشان دادن نبود. زمانی از طرف سازمان فرهنگی - هنری شهرداری جایزه ای به او اهدا شد . اما وجه نقد را قبول نکرد و گفت من برای ایران شعر گفته ام و هیچ انتظاری ندارم . او حتی از به کار بردن کلمه استاد ناراحت میشدو قبول نمی کرد بزرگداشتی برایش برگزار شود. با حقوق کم بازنشستگی زندگی می کرد ، درحالی که می توانست مثل خیلی ها ی دیگر باشد که اینها همه نشان میدهد هنوز آن انسان های بزرگ که فقط به خاطر زبان فارسی وایران زحمت می کشند ، هستند »

قزوه درعین حال متذکر می شود:« گریز از شهرت و خلوت نشینی استاد بهزاد به این معنا نبود که همه چیز را رها کند ، بلکه پاسدارزبان فارسی بود، به سنت بسیار احترام می گذاشت و اهل نوگرایی به معنای واقعی اش بود و همچنین درکنار کلام اصیل ، مرام درست هم داشت و یک اسوه اخلاق بود .»

قزوه درگذشت استاد بهزاد را یک ضایعه بزرگ برای ادبیات ایران می داند و می گوید :« در روزگاری که خیلی ها اهل هیاهو ومطرح کردن خود هستند این بزرگ مرد بی مزد ومنت سنگربان ادب فارسی بود، سایه ، اخوان ثالث و شفیعی کدکنی به او ارادت داشتند اما بهزاد حتی اجازه نمی داد شناخته شود و این نشان دهنده عظمت روحش بود »
علی موسوی گرمارودی

« علی موسوی گرمارودی » شاعر توانای معاصر ، با تحیلی از مقام شامخ استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی می گوید:« بنده چند بار که به کرمانشاه رفتم با ایشان دیدار داشتم و حقیقتا شخصیتی بسیار متین و موثر با مناعت طبع بالایی بودند.»

وی درباره شخصیت شاعری مرحوم بهزاد می گوید:« بنده برخی از اشعاراین شاعر فقید را به کرات خوانده ام و معتقدم که او یکی از غزلسرایان برجسته معاصر ایران بودند، هنگامی که مجله گلچرخ را منتشر می کردم اقای بهزاد نامه ای به انیجانب نوشتند به همراه یکی از سروده هایشان که در یکی از شماره های آن مجله به چاپ رسید»

موسوی گرمارودی درگذشت استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی را یک ضایعه ای جبران ناپذیر برای شعر و ادب ایران زمین می داند.

حمید سبزواری

استاد حمید سبزواری ، شاعر بلند آوازه معاصر با تاثر فراوان می گوید:«آقای بهزاد اهل ذوق بود و در دوستی بسیار صمیمی ، به گونه ای که هر بار به خدمت ایشان می رسیدیم با یک دنیا عشق و علاقه از این دیدارها به گرمی استقبال می کرد.»استاد حمید سبزواری در گذشت بهزاد کرمانشاهی را یک ضایعه فرهنگی می داند و می گوید : «حقیقتا جامعه ادبی ما سوگوار ایشان است ، چون در چهره هر جامعه ای که شاعر و هنرمند متعهد ، معتقد و دلسوز خود را از دست می دهد این تاثر به عینه مشهود است ، از همین رو انصافا هر کس هم که آقای بهزاد کرمانشاهی را می شناخت احساس دردمندی می کرد.»
محمد جواد محبت

«محمدجواد محبت» شاعر توانای کشورمان از منظر دیگری به شخصیت استاد بهزاد کرمانشاهی می نگرد و می گوید:« شخصیت استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی دارای سه وجهه معلمی ، شاعری و عاطفی است .» محبت در ادامه سخنانش می گوید:«آقای بهزاد معلمی بود که شاگردان زیادی را تربیت کرد و شاگردانش اصولا او را یک دبیر آگاه ،باسواد و بسیار با شخصیت و به ظاهر کمی تند و در باطن بسیار رئوف می شناختند و هریک به فراخور، خاطره های شیرین ، عمیق و زندگی سازی از او به یاد دارند.» وی درباره ابعاد شاعری و عاطفی استاد بهزاد می گوید:« از نظر شعر و شاعری زبانی فاخر و شیرین داشت و با سرآمدان شعر روزگار خویش حشر و نشر داشت ، مرحوم بهزاد یکی ازاعضای برجسته انجمن ادبی شادروان فرخ در مشهد بود و در سال های میانسالی معمولا یک ماه از سال را در مشهد به سر می برد . اما وجهه دیگر بهزاد، وجهه عاطفی و دوستی او بود ، چرا که در دوستی بسیار ثابت قدم بود و بهترین دوستانش به قول خودش ، شاگردان قدیمی او بودند، کما این که بهترین خدمت را به دوستاران شعر استاد بهزاد، دوست قدیمی و شاگرد وفادارش آقای «مشکین پوش» به انجام رساند که کتاب« گلی بی رنگ » - مجموعه سروده های مرحوم بهزاد- را به چاپ رساند و انتشار دفتر دیگر از سروده های استاد تحت عنوان « یادگارعمر» را هم در دست اقدام دارد و گویا مدتی است این اثر در انتظار صدور مجوز ازوزارت ارشاد اسلامی است .»

محمد جواد محبت که دوستی دیرینه ای با مرحوم یدالله بهزاد کرمانشاهی داشته ، درباره علت انزوای این شاعر فقید می گوید:«به نظر من علت انزوایی آقای بهزاد بیشتر هجوم پیری بود که به ناگاه بر ایشان سایه انداخت ، خود استاد بهزاد این واقعه را در این رباعی گویا چنین بیان کرده است : رسید از راه پیری چهره پرگرد رهاورد وی انبانی غم و درد عقابی را از اوج آسمان ها فرود آورد و مرغ خانگی کرد

استاد محبت می گوید:« جای تعجب نیست که شخصیت والایی همچون حضرت آیت الله خامنه ای در هر دیداری با کمال لطف و با تاکید به این که آقای بهزاد شاعر خیلی خوبی است جویای احوال ایشان بوده اند.»

* * *

شهرام ناظری

شهرام ناظری ، هنرمند برجسته موسیقی سنتی ایران ، در ذکر خاطراتش با استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی می گوید :« دردوران نوجوانی که در دبیرستان پهلوی سابق در کرمانشاه به تحصیل اشتغال داشتم استاد بهزاد معلم ادبیات ما بودند. درمدرسه اعلام کردند : کسانی که هنری دارند به دفتر مراجعه کنند. یادم هست که خیلی از بچه ها به دفتر مدرسه رفته و خود را معرفی کردند اما در این میان یکی از معدود کسانی که از این کار امتناع ورزید من بودم . بعدها که استاد بهزاد متوجه صدا و طرز فکر و اطلاعات موسیقیایی من شد گفت : عجیب ! آن روز همه خود را هنرمند معرفی کردند به غیراز شما و این نشان می دهد که از همه بهتر هستید و یک سعه صدر هنری دارید، یعنی استاد بهزاد این چنین اخلاق و رفتاری را می پسندید و اهل قیل و قال نبودند و در تدریس هم بسیار جدی و سخت گیر بودند، به گونه ای که حتی درباره جدی بودن و سخت گیری های استاد بهزاد حکایت ها و افسانه های زیادی در میان شاگردانش مطرح است که نتیجه همین روش و منش متعالی این است که هیچ کدام از شاگردانش بی تفاوت و سطح پایین یا شعرو ادبیات فارسی برخورد نمی کنند و همگی نظرگاهی ریشه ای به ادبیات و فرهنگ ایرانی دارند.»

شهرام ناظری به نقش استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی در شکل گیری شخصیت هنریش اشاره می کند و می گوید:« واقعا استاد بهزاد یکی از افرادی بود که در شکل گیری شخصیت هنری ام درانتخاب سبک و سلیقه هنری نقش برجسته داشت ، چرا که آقای بهزاد از نوجوانی مرا به صورت ریشه ای با ادبیات ایران آشنا کرد.»

شهرام ناظری با اشاره به تواضع و فروتنی استاد بهزاد می گوید:« ایشان یک انسان گوشه گیر بود و بیشتر انزوا را می پسندید، حتی گاهی وقت ها که مهدی اخوان ثالث در بعضی از آثارش یادی از ایشان می کردند نمی پسندیدند.»

منبع

 www.nezafati.blogfa.com/post-181.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 14:0  توسط کاک  | 

بهزاد کرمانشاهی

 این مقاله ادامه دارد...

ایشان اِخوانیات بسیاری طی سالها با شاعران  بسیاری داشته اند که در دفتری به خط خوش ایشان به نام >با دوستان و یاران< موجود مباشد که چند نمونه آورده می شود:
 به استاد شهریار:
سال 36 با تیم بسکتبال  به تبریز رفتم  ، قصد کردم به خدمت استاد برسم ، نشانی دولتسرایش را از اسنایی گرفتم و به کمک قطعه ی زیر اذن دخول گرفتم .
 شهریارا ای که در ملک سخن صاحب کلاهی             سالها شد کاین رهی را هست،در دل آرزویت
وین زمان چون حلقه بر در مانده است ای قبله ی دل    چیست فرمان تو ، برگردد ندیده ماه رویت؟
ایشان هم این قطعه را تقدیم بهزاد می کند :
چه عمری ؟ که نیمی از این شصت سال         به شب در گذشت وبه خواب وخیال
ز نیم دگر باز یک نیمه رفت                             به بازی و طفلی و غنخ دلال
 
وز این ماند نیمی که نامش شباب                    تلاش معاش است وَرز وَبال
 دگر نیمه فردا چو پیری رسید                           همه نوبت نکبت ونقّ ونال

مجال تامل کرا بود_عمر    همانست وباقی خیال محال
در جایی دیگر نیز شهریار چنین می گوید
برو <جلیلی>  و<بهزاد> را  به کرمانشاه     ببین که ماه ببینی به زیر ابر سیاه

دوست ارادتمند دیرین بهزاد ،یدلله عاطفی آشفته ،که بیشتر از دیگران با استاد مانوس بوده  وهمزبان دایمی او بوده و اِخوانیات و مکاتبات بسیار  با هم داشته اند  که یک مورد  در زیر آورده میشود
بهزاد بزرگوار کرمانشاهی               سر فصل هنر ، بهار کرمانشاهی
 در رادی ودر مردمی فضل وکمال      استادی و ، افتخار کرمانشاهی

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 12:35  توسط کاک  | 

یدالله بهزاد کرمانشاهی

قدر زر زرگر سناسد                   قد گوهر گوهری                   
اظهار  نظر استاد اخوان ثالث در مورد بهزاد (مجله ی آینده - سال 17 -شماره ی 1تا4 -فروردین _تیر 1370_صفحه ی 229و300 مقاله ی  انتقاد های اخوان ثالث از منظومه ی شهریار)
بهزاد کرمانشاهی که اسمش یدلله است  ازشعرا و سخنوران بسیار قادر سخن و بلیغ وشیوا وسلی ذوق وبلند طبع لطیف قریحه ونغز اندیشه عصر ماست و اگر حسا ب وکتابی در کاری می بود که نیست و0به  قول خواجه ی عالم نقدها را اگر عیاری می گرفتند ونقادان و صیرفیان عصر کارشان قاعده و قراری چنانکه سزاوار است _ نه قلابی وقلاشی وغل و غش اندازی و اندودگری و سَحَق طِلی ودغلبازی و قلب سازی و ناسره پردازی _ می داشت ،یدلله بهزاد امروز روز جایش در صف مقدم وطراز اول از شهرت و قبول و  و رواج وعزت و حرمت ومحبوبیت ومقبولیت بود. زیرا که الحق والانصاف ، حقش بسیاربسیار بیش از این  مراتب است که گفتیم و گذشت ، شعرش در صورت ومعنا و  اسلوب ممتاز وشاخص و بلند و ارجمند  و سرو سرودش از جمله ی نفیس ترین کالاهای والاست و در راسته ی اعزّه ی راستین شرو شور و ذوق و اندیشه ی متعالی ، منزلتش به حق برترین بالاست، اما حیف ودریغا که روزگار ما  از سلامت وصفا فرسنگ ها به دور است اغلب و اغلب به کام خطاهای مشهور است واز این روست که یدلله بهزاد چون  همانندان خویش در این روزگار کجی وکوجی و وعصر غلبه ی ناسزایان در گوشه ی گمنامی و تنهایی، چون غنچه ی دل درهم فشرده اش جگر می خورد و خامش است وچون لعل وعقیق در دلش حون موج می زند،... 
+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 12:28  توسط کاک  | 

یدلله بهزاد کرمانشاهی

دکتر مرتضی کاخی در سر مقاله نشریه ی وزین گوهران شماره ی17_ بهار1387تحت عنوان یادی از آنکه مثل هیچ کس نیست چنین می نگارد:
یدالله بهزاد کرمانشاهی ،در نیمه ی بهمن 1304 در کرمانشاه متولد شد ودر پنجم فروردین سال1386 از کرمانشاه به جهان دیگر رفت .تولد و مرگ او در کرمانشاه برای آرام کردن شدت علاقه و وابستگی اش به این شهر کافی نبود ؛نام کرمانشاه را به نام خانوادگی اش پیوست تا تمام عمرش با او همراه باشد .این فرزند فرزانه و سلحشور کرمانشاه جز برای تحصیل در دانشگاه تهران که در آن زمان تنها دانشگاه کشور بود ، و او بالاجبار باید کرمانشاه را ترک می کرد و به گفته خودش <...دو سه سالی به تباه کردن  زندگی در دانشگاه تهران ...> ازکرمانشاه دور می شد، تا آنجا اطلاع دارم به جز چند سفر کوتاه  در داخل ایران ،هرگز این شهر را ترک نکرد ، حتی در زمان جنگ هشت ساله ی ایران و عراق از این  فضای ملکوتی تکان نخورد. هر چند به او گفتن ماندن در کرمانشاه  برایش خطر مرگ دارد  و بمبارانهای هر شبه ، باز هم به خرج او نرفت و میگفت: می ترسم در خارج از کرمانشاه بمیرم وجنازه ام را به این خاک برنگردانند و برای همیشه تنها بمانم .هرگز تاهل اختیار نکرد. میگفت وقتی به این کار دست می زنم  که شعر را طلاق گویم.نه شعر را طلاق گفت نه کرمانشاه را ترک گفت .به مدت 27 سال<... تن وجان را در کار دبیری فرسوده کرد ، سراجام در سال59 به در خواست خود بازنشست شد...> حالا دیگر او بود و شعر و کرمانشاه ، در کنار آزادگی،، بلند نظری ، بی اتنایی به زخارف این دنیا،تنهایی، عشق سر کش و بی تاب و بی انتها به کرمانشاه ، و مادر کرمانشاه یعنی ایران عزیزش ، همرا با دست مایه ای از طبع بلند و عمیق شعر کهن پارسی ،بی هیچ اداعایی و سر وصدایی .

بهزاد،از اولیا الله بود. کانت میگوید: خلایق طبق دانسته ها و اطلاعاتشان سخن می گویند،اما طبق غرایز و اعمال درونی شان عمل می کنند  بسیار کم پیشمی آید که انسانی ،همان کند و همان باشد که می گوید و می اندیشد . بسا که تواضع می کنند وچنان نشان می دهند که دوست دارند گمنام باشند و بمانند> وچون  پری از خلق طرف  گیر...< اما در واقع لبریز از ادعا وسر شار از خود نمایی ریاکاری هستند. و بهزاد از این جماعت نبود ، از این عوالم به دور بود  وکسی را نمی شناسم  که او را تنها به نام بشناسد وبلافاصله به این خصایل او پی نبرده باشد.بسیار بودند - از جمله خود من- که او را هرگز ندیده بودند  اما عاشقانه او را دوست می داشتندو  به او احترام می گذشتند . من این بزرگوار را از زبان ستایش آمیز  شادروان مهدی اخوان ثالث  غیابا می شناختم و شعر هایش را از همین طریق  خوانده بودم، تا وقتیکه  کتاب گزیده ی اشعارش ، به انتخاب  دکتر شفیعی کدکنی و عنوان <گلی بیرنگ> منتشر شد  و بدین ترتیب چشمم به خواندن اشعار بلند  وبا شکوه  او روشنایی گرفت . شادروان اخوان ثالث کمتر پیش می آمد  که سخن از شعر وشاعری پیش آید و وبا حرمت و ستایش از او باد نکند. در مو خره ی کتاب>از این اوستا<-که در سال 1344 منتشر شد نام چند تن >... از دوستان وعزیزان نشناخته وشناخته مثلا یدلله..< را بدین ترتیب یاد می آورد. آنها که با محفل های شعری معتبر معاصر آشنایی دارند  به مقام بزرگانی چون شهریار  وامیری فیروز کوهی وحبیب یغمایی  ومحمود فرخ خراسانی  موید ثابتی و مهدی اخوان ثالث  وبسیاری از این فحول سخن شیوه ی نو و کهن،آشنایی دارند ومی دانند  چه مایه ای از تشخص وحرمت شاعری  و خود شناسی  ادبی را بلند نام یدلله بهزاد کرمانشاهی دانشته  است .همزمان با درگذشت بهزاد  خطی ز دلتنگی نوشتم  و در آن بهزاد و ابوالقاسم لاهوتی  را از سرمایه های پایان ناپذیر  سخن پارسی ماندگار خواندم  که هر دو از خاک پاک وآباد کرمانشاه بودند  با دردی عمیق و اصیل  از وطن  که این دو گوهر کمیاب همواره در شعر وزندگی خود به نمایش گذاشتند . باری  شهر کرمانشاه  شاعران  و نویسندگان  وسخن شناسان بسیاری داشته و هنوز  هم اشم ّ رایحه الرحمن  که از ملاک های مشخص  و آبروی موجه سخن پارسی معاصر محسوب می شوند . 

 از همت جوانان جوانمردان کرمانشاه واهالی فرهنگمدار آن سامان ، توقع می رفت ومی رود  که اجازه ندهند این نام بلند وارجمند به ورطه ی فراموشی ، در این روزگار بی هویت پسند ، بیفتد. نام یدلله بهزاد کرمانشاهی جاودان بماناد و یادش  بیدار وبرقرار ، که مردی بود مردستان ، به ویژه در حوزه ی فرهنگ و اخلاق و عشق به ایران. ..

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 12:3  توسط کاک  | 

سيد مرتضي نجومي

سيد مرتضي نجومي

 

 

سيد مرتضي نجومي مجتهد و هنرمند خطاط  کرمانشاهی .که در سال 1381 به عنوان چهره ماندگار عرصه هنر خوشنويسي برگزيده شدند  در 5 آذر 1307 شمسي در كرمانشاه متولد شد. او فرزند علامه متقي سيد محمد جواد نجومي، فرزند علامه متقي سيد ميرزا اسماعيل نجومي است كه وي از همان اوان جواني مورد توجه بزرگان و در حوزه فضل و كمال انگشت نشان بود. به همين جهت علامه طهراني در كتاب طبقات اعلام الشيعه خود نام اورا در شمار بزرگان شيعه آورده است، در حالي كه بيش از 50 سال از او بزرگ تر بود. استاد علامه سيد مرتضي نجومي پس از تحصيلات ابتدايي به حوزه علميه كرمانشاه وارد شد و درس هاي حوزوي را نزد علماي شهر به خصوص نزد والدينش آموخت. سپس عازم حوزه مقدسه نجف اشرف شد و دروس نهايي سطح و مكاسب و كفايه را نزد اساتيد بزرگ آن ديار به اتمام رساند ودر درس هاي خارج فقه و اصول بزرگان نجف و آيات عظام هم چون آقا ميرزا محمد باقر زنجاني از بزرگ ترين شاگردان ميرزا محمد حسين نا ئيني و آيت الله آقا سيد محمود شاهرودي و آيت الله آقا سيد محسن حكيم و آيت الله آقا سيد عبدالعلي سبزواري و آيت الله خويي رضوان الله عليهم حاضر شد. وي به دليل علاقه پرشورش نسبت به آيت الله العظمي علامه آقا ميرزا محمد باقر زنجاني، بيش از 17 سال در درس ايشان حاضر شد و تقريرات درسي ايشان را نوشت. مرحوم علامه زنجاني هم تقريرات درسي او را مرتب مي خواند و او را تشويق مي كرد. به طوري كه ميرزاي زنجاني اجازه اجتهاد و به سيد نجومي عنايت كرد كه كمتر براي كسي آن اجازه اجتهاد را مي نوشت. علامه نجومي اجازه اجتهاد و نقل حديث را از آيات عظام ديگر نيز دريافت كرده است. استاد علامه نجومي هم چنين در خوش نويسي از بزرگ ترين خطاطان كشورهاي اسلامي است و آوازه حسن خط او چنان در كشورهاي اسلامي پيچيد كه كه او را از سرآمدان هنر خطاطي به شمار مي آورند. او بارها به دريافت جايزه ها و لوح هاي تقدير جهاني نائل آمده كه يكي از آن ها دريافت لوح تقدير از رياست محترم جمهور وقت، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني است. علامه نجومي اً به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان هنر ايران انتخاب گرديد.

 ازآثار او: كيمياي هستي در شرح حال خود، فيض قلم، مجموعه مقالات فارسي، سحر مبين نمونه هايي از دست نوشته هاي هنري تقريرات اصولي استادش ميرزاي زنجاني، تقريرات فقهي ميرزا زنجاني، رساله در غنا براي كنگره شيخ انصاري، رساله تصوير و تمثيل « مجسمه سازي و نقاشي » براي كنگره شيخ انصاري، رساله در نجاست خمر براي كنگره مقدس اردبيلي، رساله تعظيم شعائر براي كنگره فاضلين نراقيين، رساله در عنوان ماليات كه آيا از عناوين اوليه است يا ثانويه، رساله در بعد معنوي هنر رساله عرفان هنري انسان المؤمن در تفسير سوره المؤمن، مجموعه بسيار لطيف كشكول مانند مجمومه شعري از شعرهاي لطيف شاعران با عنوان هميشه بهار، كتب خطي به خط زيباي خودشان با عنوان هاي رياض العلماء و حياض الفضلاء در دو مجلد بزرگ كه بيش از 1800 صفحه را در 110 روز بازنويسي كرده است . رساله الانقاد از ميرزاي زنجاني رساله فروع علم اجمالي از ميرزاي زنجانی، كتاب استخارات سيد بن طاووس بناه المقاله العلويه تاليف علامه جمال الدين ابن طاووس،  نشوه السلافه و محل الضافه از علامه شيخ محمد علي خيقاني نجفي فصل القضاء، در باره كتاب فقه الرضا تاليف علامه سيد حسن صدر اجازه سيد صدر براي علامه طهراني صاحب الذريعه تحفه الحكيم آيت الله العظمي حاج شيخ محمد حسين اصفهاني .

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 12:33  توسط کاک  | 

مفاخرمذهبی- علمی -هنری -سیاسی ورزشی کرمانشاه

 مفاخرمذهبی- علمی -هنری -سیاسی ورزشی کرمانشاه:

عرفان و تصوف

  • ممشاد دینوری
  • آیت ا.. سید مرتضی نجومی (دامــه برکاته
  • آل آقا (مزار سر قبر آقا جنب آرامگاه خانه خراب ها
  • مرحوم آیت ا.. خرمشاهی
  • مرحوم حاج آخوند
  • آیت ا.. جلیلی
  • ایت ا.. امجدhttp://www.ostadamjad.blogfa.com/

 علمی

محمد خزعلی(دارنده ی چند مدال المپیاد جهانی ریاضی

دکتر شمسی پور

پرفسور همزه ای

پرفسور معصومعلی معصومی

ریاضیات

 تاریخی و سیاسی

شعر و ادبیات

 باستان شناسی

 خوشنویسی

  • میرزا رضا کلهر
  • عبدا.. جواهری
  • امیر خانی
  • کیخسرو خوروش
  • اردشیر اکبری
  • سیدعبدالحسین نجومی

 موسیقی

سینما

 نقاشی و گرافیک

  • هانیبال الخاص
  •  ایرج هندسی ( نقاش )
  • زنده یاد مرتضی شریفی (بنیانگذار هنرستان هنرهای تجسمی کرمانشاه )

 تئاتر

  • کورش سلیمانی
  • هواس پلوک
  • ثریا شیرزادی

اقتصاد

 ورزش

  • محمد رنجبر، فوتبال
  • جلال مرادی، داور فوتبال
  • هما حسینی(پرچمدار ایران در المپیک2008(
  • محمدحسن محبی، کشتی آزاد
  • محمدحسین محبی، کشتی آزاد
  • اسماعیل حبیبی، والیبال
  • کورش باقری، کاپیتان تیم ملی وزنه برداری
  • فریدون قنبری، کشتی گیر تیم ملی آزاد
  • محمد ترکاشوند، والیبال
  • محمد قارونی، بکسر تیم ملی
  • بیژن باتمانی، بکسر تیم ملی
  • غلام محمدی، بکسر تیم ملی
  • سامان باپیران، والیبال
  • ا..مراد زرینی (کشتی گیر قهرمان ارتش های جهان و آسیا)
  • علی مظاهری (بوکسور حاضر در المپیک2008
  • جعفر دلیری (کشتی گیر عضو تیم ملی در جام جهانی ساری_قهرمان ارتش های جهان۲۰۰۸
  • پیمان اکبری (کاپیتان تیم ملی والیبال
  • سعید رمضانی (کاپیتان تیم استقلال اهواز_داماد آقای ناصر حجازی
  • سعید لطفی بازیکن تیم استقلال
  • کیانوش رستمی(وزنه بردار)
  • فرهاد سال افرون (بهترین پاسور والیبال جوانان آسیا 2008 _عضو تیم قهرمان نوجوانان جهان2008
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 11:51  توسط کاک  | 

میر جلال الدین کزازی

kazzazi 010

در احوالات دکتر میر جلال الدین کزازی

استاد دكتر مير جلال الدين كزازي به سال ۱۳۲۷ خورشيدي در خانواده اي فرهيخته در كرمانشاه زاده شد و آموزش خود را تا دريافت ديپلم طبيعي(تجربي) در همين شهر گذراند و در سال ۱۳۴۶ به دانشكده ي ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران راه يافت .كارشناسي و كارشناسي ارشد را در رشته ي زبان و ادب پارسي در اين دانشكده سپري نمود.وي سال ها پس از اين در سال ۱۳۶۹ در آزمون دكتري ادبيات پارسي شركت جست و با رتبه اي بالا در دانشگاه تهران پذيرفته شد.در سال ۱۳۷۱توانست با راهنمایی (( دکتر اسماعیل حاکمی والا ))   از پايان نامه ي خود به نام "رويا – حماسه – اسطوره" دفاع کر.دكتر كزازي از آغاز نوجواني دل در گرو دنياي دل انگيز ادب پارسي داشته و همواره در كار آفرينش آثار منظوم و منثور بوده كه اين علاقه به فرهنگ گران سنگ ايران را از پدر به يادگار ستانده است.پاي بندي وي به وا‍‍ژگان كهن اما دل نشين پارسي دري پر آوازه و ستودني است.وشاید هم اینک ایشان یگانه پارسی گوی  زمین هستند که اصرار بر استفاده از کلمات فارسی دارند .وي از سال ۱۳۵۴تا كنون در شمار دبيران فرهنگ و ادب در اين مرز و بوم بوده وهم اينك  استاد و عضو هیات علمی دانشكده ادبيات و زبان هاي خارجه دانشگاه علامه طباطبايي تهران است البته بازنشته شده اند.ایشان  در شرح و گسترش شاهنامه بسیار کندوکاو کرده اند وکوشیده اند. دكتر گاهي شعر نيزمي سرايد و نام هنري شعري اش "زروان" مي باشد.استاد با چند زبان اروپايي و از همه بيشتر با فرانسه آشناست و براي گسترش فرهنگ ايران زمين سفرهايي چند به كشور هاي مختلف داشته كه در دراز مدت ترين آنها مدتي را دردانشگاه بارسلون اسپانيا به تدريس ادب پارسي و ايران شناسي پرداخته است.

     برای اشنایی بیشتر مراجعه کنید به :                           www.parsisaray.blogfa.com


از ايشان آثار پر شماري در قالب نوشتار(تاليف)- برگردان (ترجمه) - تحقيق و تصحيح به چاپ رسيده است.كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:


نوشتار ۱

-دُر دریای دَری-- قصیده ای در ۲۷۸ بیت در سرگذشت شعر پارسی-- نشر مرکز/ ۱۳۶۸۲

سراچه ی آوا و رنگ -- در خاقانی شناسی -- انتشارات سمت / ۱۳۷۶
۳-پرنیان پندار -- جستار هایی در ادب و فرهنگ -- انتشارات روزنه / ۱۳۷۶
۴- دیر مغان -- گزارشی از بیست غزل حافظ بر پایه ی زیبا شناسی و باور شناسی -- انتشارات قطره /۱۳۷۵
۵- پند و پیوند -- در اصل جلد دوم (( دیر مغان )) است. در بررسی غزلهایی از حافظ در پایه ی زیبا شناسی و باور شناسی / ۱۳۷۸
۶- رخسار صبح -- در گزارش قصیده ای بلند از خاقانی و نیز شرح زندگی و شیوه ی شاعری او -- نشر مرکز / ۱۳۶۸
۷- پارسا و ترسا -- گزارشی از داستان (( شیخ صنعان عطار )) از خاقانی -- انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی/ ۱۳۷۶
۸- سوزن عیسی -- گزارشی از قصیده ی (( ترسایی )) خاقانی -- انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی/۱۳۷۶
۹- زیبا شناسی سخن پارسی (۱) بیان  -- نشر مرکز/ ۱۳۶۸
۱۰- زیبا شناسی سخن پارسی (۲) معانی -- نشر مرکز/۱۳۷۰
۱۱-زیبا شناسی سخن پارسی (۳) بدیع -- نشر مرکز/ ۱۳۷۳
۱۲- ترجمانی و تر زبانی -- در باره ی هنر ترجمه و شیوه های گوناگون ترجمه-- نشر جامی/ ۱۳۷۴
۱۳-از گونه ای دیگر -- مجموعه ای از چهار مقاله در زمینه ی فرهنگ ایرانی و میراث معنوی آن -- نشر مرکز/ ۱۳۶۸
۱۴- ماز های راز -- جستار هایی در شاهنامه ی فردوسی-- نشر مرکز/ ۱۳۷۰
۱۵- رویا-حماسه-اسطوره -- پایان نامه ی دکتری -- نشر مرکز/ ۱۳۷۲
۱۶- نامه ی باستان -- گزارشی فراگیر از شاهنامه در ۹ جلد -- انتشارات سمت / ۱۳۷۹
برگردان


۱-جهان پس از مرگ -- اثر (( سه آرتور کنان دویل )) -- دنیای کتاب/۱۳۶۱
۲- سه داستان -- اثر (( گوستاو فلوبر ))-- نشر مرکز / ۱۳۶۷
۳- ایلیاد -- اثر (( هومر ))-- نشر مرکز
۴- ادیسه -- اثر (( هومر ))-- نشر مرکز / ۱۳۷۹
۵- تلماک -- اثر (( فنلون )) -- نشر مرکز / ۱۳۶۷
۶- انه اید -- اثر (( ویر ژیل )) -- نشر مرکز / ۱۳۶۹
۷- بهار خسرو -- اثر (( پیترو جیتانی )) -- نشر مرکز / ۱۳۷۴
۸- سیلوی -- داستانی از (( ژرارد ونروال )) -- نشر مرکز / ۱۳۷۰
۹- رویداد های شهر سنگی -- از (( اسماعیل کاداره )) نویسنده ی آلبانیایی -- نشر مرکز / ۱۳۷۰
۱۰- توانهای نهایی آدمی -- از (( کالین ویلسن )) در زمینه ی فرا روانشناسی -- نشر نی / ۱۳۷۲
۱۱- آتالا و رنه -- دو داستان از (( شاتو بریان )) -- نشر مرکز / ۱۳۶۶
۱۲- جهان اشباح -- از (( دنیل همر )) و (( آلکس رودین )) -- در زمینه ی فرا روانشناسی-- انتشارات عطایی / ۱۳۷۰


تصحیح و ویرایش
۱- بدایع الافکار فی صنایع الاشعار -- از (( ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری )) نویسنده ی ایرانی قرن ۹ هجری -- در زمینه ی بدیع و تاریخچه ی بدیع نویسی -- نشر مرکز / ۱۳۶۹
۲- دیوان خاقانی -- در ( ۲ ) جلد -- نشر مرکز / ۱۳۷۵
۳- گزارش دشواریهای دیوان خاقانی -- بررسی و گزارش بیت های دشوار دیوان خاقانی -- نشر مرکز / ۱۳۷۸
۴- غزلهای سعدی -- نشر مرکز / ۱۳۷۱
۵- رباعیات خیام -- نشر مرکز / ۱۳۷۱
۶- دیوان میرزا محمد باقر حسینی سپاهانی ( شاعر قرن ۱۱ و ۱۲ ) -- نشر مرکز / ۱۳۷۶
۷- گزیده ای از سروده های شیخ الرییس قاجار ( از نوادگان فتحعلی شاه ) -- نشر مرکز / ۱۳۶۹
سفر نامه
۱- دیدار با اژدها -- سفر دکتر کزازی به چین -- انتشارات قطره / ۱۳۸۰

در فرجامين سخن براي ايشان از ايزد توانا كاميابي و پيروزي روز افزون خواهانيم.

منبع:    سرای پارسی


 

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 1:6  توسط کاک  | 

کیهان کلهر

 

کیهان کلهر،‌ (۱۳۴۲) آهنگساز و نوازندهٔ کمانچه ایرانی است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ گرمی شد.

زندگی‌نامه
کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانواده‌ای کرد و موسیقی دوست در کرمانشاه چشم به جهان گشود. از پنج سالگی موسیقی را به صورت آزاد و از هفت سالگی به شکل کلاسیک آن شروع کرد.از دوازده سالگی کار موسیقی را به صورت حرفه‌ای آغاز و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه همکاری کرد.

مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری "چاووش" همکاری هنری داشت. در هفده سالگی به ایتالیا و سپس برای ادامه تحصیل به کانادا رفت.و در رشتهٔ آهنگسازی در دانشگاه کارتن اتاوا فارغ التحصیل شد.

کیهان کلهر از معدود هنرمندان ایرانی است که برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانی‌ها با هنرمندان هندی نظیر استاد "شجاعت حسین خان" (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک، همکاری نزدیک داشته است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانی‌ها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود.

او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»

اجرای کنسرت‌های مستقل به صورت بداهه‌نوازی و همراهی با محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و همایون شجریان اغلب فعالیت‌های این هنرمند نامی است. سه سی دی «زمستان است»، «بی تو به سر نمی‌شود» و «فریاد» حاصل این همکاری است ایشان در کنسرت غم در بم استاد شجریان به همراه استاد علیزاده  و همایون شجریان به هنرنمایی پرداخته که اجرایی به یاد ماندنی از کمانچه را به یادگار نهاده است(این کنسرت  خیرانه ؛ برای باغ هنر بم اجرا شده).

آثار:
شب سکوت کویر ،زمستان است ، بی تو به سر نمی‌شود، فریاد ، نخستین دیدار بامدادی ،غزال
غزل 2
غزل ۳
در آینهٔ آسمان
شب‌های فیروزه‌ای نیشابور


منبع:کیهان کلهر

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 0:54  توسط کاک  | 

پوران درخشنده

 

 

پوران درخشنده در سال 1330 در كرمانشاه متولد شد و تحصیلات خود را در رشته سینما در دانشكده صدا و سیما ادامه دادعلی رغم اینکه ایشان در کنکور پزشکی نیز پذیرفته شد.

 پس از آن فعالیت خود را در صدا و سیمای ایران بعنوان مستندساز آغاز كرد و اولین فیلم سینمایی خود را با نام «رابطه» در سال 1365 نویسندگی و كارگردانی و تهیه نمود.  به نقل از سایت درخشنده، او در سال 1366 فیلم «پرنده كوچك خوشبختی» را ساخت كه موفق به دریافت چندین جایزه از جشنواره ششم فیلم فجر شد.

درخشنده پس از آن نیز به ساخت فیلم های مختلف سینمایی پرداخت كه آثار او موفق به دریافت جوایز متعددی از جشنواره های داخلی و خارجی شد كه اهم آنها عبارتند از:

برنده اول جشنواره فیلم كره بخاطر فیلم «پرنده كوچك خوشبختی»،

جایزه اول جشنواره فیلم زمان آرژانتین بخاطر فیلم «پرنده كوچك خوشبختی»،

دریافت لوح تقدیر از جشنواره جیفونی در سال 1356 بخاطر فیلم «رابطه»

دریافت جوایزی برای فیلم های "بچه های ابدی "شمعی در تاریکی " و رویای شیرین شده اند. 

لازم به ذكر است كه درخشنده علاوه بر فیلمسازی و فعالیت هنری به تدریس در دانشكده صدا و سیما و دانشگاه آزاد نیز پرداخته است

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 0:50  توسط کاک  | 

شهرام ناظري

 

شهرام ناظري درسال 1328 در كرمانشاه ودرخانواده اي اهل موسيقي متولد شد . وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش درخانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر ومادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيف وخوش داشت واز سبك قدما وخوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش راتحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثرموسيقي دانان كرمانشاه را با نت وموسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود ازشاگردان درويش خان وكلنل وزيري بوده است.

پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشه ها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد . اين محيط مناسب هنري موجب مي شود تا وي در سن 9سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي .از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد.وي سپس در سن 11 سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در جهت آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتركردن درك موسيقي و ارايه آن ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن .داشته اند برقرار كردوي كه چون هميشه در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده در سال 1345 براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي - نورعلي خان برومند– عبدالعليوزيري – محمود كريمي و . . . مقيم تهران مي شود و ضمن بهره گيري از اين اساتيد سه تار را نزداستادان احمد عبادي – محمود تاج بخش – جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد . شهرام ناظري به مدت يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگرداناقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند. درسال1354 بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به استخدام راديوتلويزيون در مي آيد واولين برنامة خودراباگروه شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي با مثنوي مولانا وترانه اي ازشيخ بهايي اجرا مي نمايد وپس از آن باگروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده وپرويز مشكاتيانهمكاريش را ادامه مي دهد.وي درسال 1355 درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران مقام اول رابه دست مي آورددرسال 1356 همراه باگروه سماعي به سرپرستي اصغر بهاري وحسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنوارة طوس انتخاب مي شود . درسال 1358 همراه باگروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخترين شرايط صداي موسيقي سنتي واصيل ايران رابه گوش مردم هنردوست كشور رساند ودرهموار كردن راه و اصالت اين موسيقي نقش مهمي داشت . شهرام ناظري از سال 1357 تا 1360 با تلاش پي گير وبي وقفه آلبوم های هاي چاووش (2) (3) (4) (7) (8) راباهمكاري گروه چاووش گروه شيدا وگروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي حسين عليزادهوپرويز مشكاتيان وآلبوم مثنوي موسي وشبان راباهمكاري جلال ذوالفنون وبهزا د فروهري .نوارشعر وعرفان رابا همكاري نوازندگان مركز حفظ واشاعه موسيقي سنتي ايران وگروه مولانا بهسرپرستي جليل عندليبي نوار سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس . مرا عاشق را با همكاريگروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد.او از سال 1360 به بعد كم كم فعاليتش را كاهش داد وبه طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي ورديفهاي آوازي به علاقه مندان گرديد . از سال1364به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني واصيل ايراني عرضه ساخت كه از درخشانترين اين اثرها رامي توان گل صد برگ با همكاري استاد جلال ذوالفنون آتش در نيستان با همكاري استاد جلال ذوالفنون نواركنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي ……… حيرانيسفر به ديگر سو شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرتهايي موسيقي اصيل ايراني وعرفاني سفرهاي بيشماري به كشورهاي آسيايي اروپايي وآمريكا داشته است ودر فستيوالهاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است .حضوراو درجشنوارة موسيقي فجردرسال 1380 به همراهي پسرش حافظ ناظري را شايد بتوان گفت يكي از مهمترين وقايع دردوران اين جشنواره به حساب آورد چنان كه جايزه اول اين فستيوال به عنوان بهترين خواننده موسيقي سنتي را نصيب خود ساخت.  وی با ارکستر ،به رهبری لوریس چکناواریان نیز به اجرای برنامه پرداخته است .مهمترین نشان فرهنگی هنری فرانسه  ملقب به نشان شوالیه در سال1386 طی مراسمی جهت قدردانی از سالها زحمات وی در راه شناساندن موسیقی سنتی ایران ومولنا به وی اعطا شد.همچنین در ایران نیز کلید طلایی آرامگاه شمس تبریزی به وی اعطا شد.اخرین آلبوم وی مولویه نام دارد...البوم هایی که از استاد شهرام ناظری در بازار یافت میشود

در لیست زیر اسم تمامی البوم ها موجود نمی باشد

۱ـ شورانگیز حسین علیزاده
ـ یادگار دوست کامبیز روشن روان
ـ ساقی نامه صوفی نامه ۱ کامبیز روشن روان۴

ـ ساقی نامه صوفی نامه ۲ کامبیز روشن روان
۵ـ لیلی و مجنون فرامرز پایور
۶- کنسرت اساتید موسیقی ایران فرامرز پایور
۷- دل شیدا فرامرز پایو
۸ـ گل صدبرگ جلال ذوالفنون
۹- آتش در نیستان جلال ذوالفنون
۱۰ـ مثنوی موسی شبان جلال ذوالفنون
۱۱ـ صدای سخن عشق علی ناظری
۱۲ـ حیرانی کیخسرو پور ناظری
۱۳ـ مهتاب رو کیخسرو پور ناظری
۱۴ـ آواز اساطیر علیرضا فیض بشی پور
۱۵ـ چاووش 2_ 3_4_7_8 گروه چاووش
۱۶ـ بی قرار جلیل عندلیبی
۱۷ـ کیش مهر جلیل عندلیبی
۱۸ـ لاله بهار پرویز مشکاتیان
۱۹ـ کاروان شهید پرویز مشکاتیان
۲۰ـ کنسرت ۷۷ گروه کامکار
۲۱ـ کنسرت کامکار گروه کامکار
۲۲ـ در گلستان هوشنگ کامکار
۲۳ـ بشنو از نی فریدون شهبازیان
۲۴ـ کنسرتی دیگر داریوش طلایی
۲۵ـ سفر به دیگر سو کیهان کلهر و حمید متبسم
۲۶ـ ساز نو اواز نو حمید متبسم
۲۷ـ چشم به راه عطا جنگوک
۲۸ـ غم زیبا مسعود شناسا
۲۹ـ شعر وعرفان
۳۰ـ نجوا
۳۱ـ بهاران آبیدر
۳۲ـ زمستان
۳۳ـ سخن تازه

بری دانلود آلبوم آواز اساطیر و سایر آلبوم های استاد شهرام ناظری می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید و در قسمت جستجو کلمه شهرام ناظری را تایپ نمایید.

عاشقانه

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 0:35  توسط کاک  | 

 

برچسب‌ها

جان پناه (1)
پناه گاه (1)